آخرین مطالب

کلاسیک

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
بیماری_-های-نورولوژیک-و-مغز-و-اعصاب-min.jpg
نوامبر 14, 2017

اصطلاح اختلالات نورولوژیکی برای هر بیماری که به دلیل اختلال عملکردی در بخشی از مغز یا سیستم عصبی ایجاد شده باشد و علائم روانی و فیزیکی داشته باشد اطلاق می‌شود. رشد مغز انسانی در دوران بارداری شروع شده و در دوران جنین، کودکی و بلوغ ادامه می‌یابد. بیشتر سلول‌های مغزی قبل از مغز شکل می‌گیرند اما تریلیون‌ها اتصال یا کانکشن بین این سلول‌های عصبی (نورون‌ها) تا قبل از دوران جنینی رشد نمی‌کنند. مغز شامل ماده‌ای خاکستری رنگ (نورون‌ها و اتصالات داخلی) و ماده‌ای سفید رنگ (آکسون ها اطراف غشای میلین) است. یک نورون متحرک (بالا) پالس‌هایی را از طرف مغز حمل می‌کند. مغز خود تنظیم کننده است. مغز اطلاعات را انتخاب کرده تا رشد و توسعه خود را پیش ببرد و همچنین با محیط خود را سازگار می‌کند. تجربه محیطی از طریق حس لامسه، بویایی، بینایی، چشایی و شنوایی، اتصالاتی در مغز تولید می‌کند. برخی علائم بیماری‌های نورولوژیکی به خصوص اگر تحت درمان قرار نگیرند می‌توانند باعث ناتوانی‌های شدید و کاهش کیفیت زندگی شود مشابه آن چیزی که به دلیل بیماری اتفاق می‌افتد.

همه اختلالات نورولوژیکی مغز، ستون فقرات و عصب‌ها را در برمی‌گیرند. علائم به محل آسیب‌دیدگی بستگی دارند. قسمت‌هایی که حرکات، ارتباطات، بینایی، شنوایی یا تفکر را کنترل می‌کنند ممکن است دچار آسیب‌دیدگی شوند و با توجه به اینکه در اختلالات نورولوژیکی آسیب وارده فیزیکی یا ذهنی است روش‌های درمان مناسب مانند درمان‌های فیزیکی و یا درمان روانپزشکی تجویز می‌شود.

برای اطلاعات بیشتر و یا مشاوره با متخصصین ما می‌توانید با شماره 02166572220 تماس بگیرید.

انواع بیماری‌های نورولوژیکی


بیماری‎های نورولوژیکی و بیماری‌های مغز و اعصاب انواع مختلفی دارند که برخی از آنها عبارتند از:

  •  بیماری آلزایمر: یک بیماری نورولوژیکی است که باعث مرگ سلول‌های مغزی شده و فرد مبتلا، حافظه خود را از دست و داده و قوه شناختی او کاهش می‌یابد.
  •  صرع: یک بیماری سیستم اعصاب مرکزی است که در آن فعالیت‌های مغز غیرعادی بوده و باعث ایجاد تشنج یا رفتارها، احساسات و در برخی موارد از دست رفتن هوشیاری دوره‌ای غیرعادی می‌شود.
  •  ام اس: یک بیماری پیش‌رونده مزمن است که باعث آسیب‌دیدگی غلاف سلول‌های عصبی در مغز و نخاع می‌شود و علائم آن شامل بیحسی، اختلالات گفتاری و ناهماهنگی عضلانی، تاری دید و احساس خستگی شدید می‌شود.
  •  بیماری پارکینسون: پارکینسون یک بیماری دیژنراتیو مزمن است که در آن سیستم اعصاب مرکزی را دچار آسیب‌دیدگی کرده و بر سیستم حرکتی فرد مبتلا تأثیر می‌گذارد.
  •  میگرن: میگرن نوعی سر درد است که با عودهای مکرر شناخته شده و ممکن است خفیف تا شدید باشد. معمولاً سر درد بر نیمی از مغز اثر گذاشته و ماهیت آن ضربان دار بوده و ممکن است از 2 تا 72 ساعت طول بکشد.

علل


علل برخی اختلالات ممکن است بسیار متنوع باشد. هم مغز و هم نخاع با غشاهای متعددی احاطه شده‌اند که ممکن است بر آنها نیرو یا فشار وارد شود. عصب‌های محیطی در عمق پوست قرار داشته و مستعد آسیب‌دیدگی هستند. اختلالات نورولوژیکی ممکن است بر همه مسیرهای نورولوژیکی یا یک نورون تنها آسیب وارد کنند. حتی یک اختلال کوچک در مسیر ساختاری نورون ممکن است باعث ایجاد اختلال شود. در نتیجه ممکن است بیماری‌های نورولوژیکی به دلایل متعددی ایجاد شوند که برخی از این دلایل عبارتند از:

  •  عوامل مرتبط با سبک زندگی
  •  عفونت‌ها
  •  عوامل ژنتیکی
  •  عوامل مرتبط با تغذیه
  •  تأثیرات محیطی
  •  آسیب‌دیدگی‌های فیزیکی

علائم نورولوژیک


علائم عاطفی

در حالی که بسیاری از افراد غالباً در وهله اول به دنبال علائم فیزیکی این اختلالات هستند اما باید نسبت به علائم عاطفی این بیماری نیز آگاه بود. برای مثال، ممکن است شما دچار نوسانات خلقی شده یا به طور ناگهانی تغییر حال بدهید. افراد مبتلا به بیماری‌های نورولوژی ممکن است احساس افسردگی یا توهم نیز داشته باشند. این نکته باید درک شود که این علائم ممکن است نشان‌دهنده ابتلا به بیماری‌ها و مشکلات دیگر نیز باشند.

علائم فیزیکی

برخی علائم فیزیکی ابتلا به بیماری‌های نورولوژیکی عبارتند از:

  •  فلج موضعی یا کلی
  •  ضعف عضلانی
  •  فقدان احساس موضعی یا کلی
  •  تشنج
  •  ناتوانی در خواندن و نوشتن
  •  ضعف در توانایی‌های شناختی
  • درد بدون دلیل
  •  کاهش هوشیاری

عواملی که احتمال ابتلا به اختلالات نورولوژیکی را افزایش می‌دهند


برخی عواملی که ممکن است باعث افزایش احتمال ابتلا به بیماری‌های نورولوژیکی شوند عبارتند از:

  •  ابتلا به اختلالات یا بیماری‌های نورولوژی مانند صرع، میگرن یا اختلالات حرکتی
  •  آسیب‌دیدگی‌های فیزیکی یا روحی شدید یا استرس زیاد
  •  ابتلا به بیماری‌های روانی مانند اختلالات خلقی یا اضطراب، اختلالات تضادی یا برخی اختلالات شخصیتی
  •  ابتلا یکی از اعضای خانواده به بیماری‌های نورولوژی
  •  احتمالاً داشتن سابقه آسیب‌دیدگی‌های فیزیکی یا سوءاستفاده‌های جنسی یا بی‌توجهی در دوران کودکی

زنان بیش از مردان در معرض ابتلا به بیماری‌های نورولوژیکی هستند.

تشخیص


برخی روش‌های اسکن مغزی عبارتند از:

  • توموگرافی کامپیوتری (سی تی): این یک روش عکس‌برداری به وسیله اشعه ایکس از مغز است. در این روش قسمت‌های رشدنیافته، قسمت‌های آسیب‌دیده، تومورها، ضایعات و عفونت‌های مغز مشخص می‌شوند.
  • تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (ام آر آی): در ام آر آی از میدان مغناطیسی و امواج رادیویی قوی برای تصویربرداری کامپیوتری از ساختار مغز استفاده می‌شود. در این روش تصاویر شفاف و مفصلی از مغز گرفته می‌شوند که می‌توان به کمک آنها انواع مختلف ناهنجاری‌های مغزی را تشخیص داد
  • توموگرافی انتشار پوزیترون (پی‌ای تی): در این روش تصاویری از مغز گرفته می‌شد که فعالیت‌های عملکردی مغز را منعکس کرده و فقط ساختارها را نشان می‌دهد. یک ماده رادیواکتیو در جریان خون بیمار تزریق می‌شود که با روش‌های اسکن خاصی می‌توان آنها را شناسایی کرد. این روش به خصوص برای تشخیص و بررسی تشنج، مشکلات بینایی، تومورها و فرایندهای متابولیکی بسیار مؤثر واقع می‌شود.

روش‌های دیگر ارزیابی تغییرات فیزیکی

روش‌های دیگر که می‌توانند برای ارزیابی کودکان برای تشخیص بیماری‌های نورولوژی زمینه‌ای به کار برده شوند عبارتند از:

  •  آزمایش خون
  •  اسکن سونوگرافی یا اولتراسوند
  •  مطالعات کروموزومی
  •  آزمایش‌های رشد
  •  الکتروانسفالوگرام (ای‌ای جی)
  •  الکترومایوگرافی (ای‌ام جی)
  •  معاینه شنوایی
  •  آزمایش ژنتیک
  •  مشاوره ژنتیکی
  •  معاینه بینایی
  •  اشعه ایکس

اقدامات درمانی


اقدامات درمانی به نوع اختلال نورولوژیکی عملکردی و علامت و نشانه‌های آن بستگی دارد. برای برخی افراد ممکن است به حضور یک تیم متخصص شامل متخصص مغز و اعصاب، روانپزشک یا متخصص سلامت روانی، متخصص گفتاردرمانی و متخصص درمان‌های شغلی نیاز باشد. بسته به نیازهای شما، روش‌های درمانی ممکن است شامل موارد زیر باشند:

  •  درمان‌های شغلی و فیزیکی: کار کردن با متخصصین درمان‌های شغلی یا درمان‌های فیزیکی علائم حرکتی را بهبود داده و از بروز عوارض بعدی پیشگیری می‌کند. برای مثال، در صورتی که شما به فلج یا ناتوانایی‌های حرکتی مبتلا شوید ممکن است حرکات معمول دست‌ها یا پاها به دلیل گرفتگی‌ها یا ضعف‌های عضلانی تحت تأثیر قرار گیرند. افزایش تدریجی تمرین‌ها ممکن است توانایی‌های عملکردی شما را افزایش دهد.
  •  گفتاردرمانی: اگر علائم شما باعث اختلال در تکلم یا بلع شد می‌توانید از یک متخصص گفتاردرمانی کمک بگیرید.
  •  کاهش استرس یا تکنیک‌های حواس‌پرتی: روش‌های کاهش استرس عبارتند از روش‌هایی مانند شل کردن پیش‌رونده عضلات، تمرینات تنفسی، فعالیت‌های فیزیکی و ورزش درمانی. تکنیک‌های حواس‌پرتی عبارتند از گوش دادن به موسیقی، صحبت با یک فرد دیگر یا تغییر مسیرهای عمدی در هنگام پیاده‌روی یا حرکت.
  •  طب سوزنی: استفاده از طب سوزنی در درمان برخی بیماری‌های نورولوژیکی مانند سندرم تونل کارپال، سر درد، پارکینسون و نورالوژی تریگمینال مؤثر واقع می‌شود.

درمان‌های روانی

 

با این که همه علائم نورولوژیکی عملکردی در سر نیست اما احساسات و روشی که شما در مورد مسائل فکر می‌کنید می‌تواند در علائم و فرایند بهبودی شما مؤثر باشد. برخی روش‌های روانپزشکی عبارتند از:

  •  درمان‌های رفتار شناختی (سی بی تی): یک نوع روان درمانی سی بی تی است که می‌تواند در آگاهی نسبت به افکار منفی یا نادرست کمک کند تا شما بتوانید وضعیت خود را واضح‌تر دیده و به روش‌های مؤثرتری نسبت به آن واکنش نشان دهید. سی بی تی ممکن است به آموزش چگونگی مدیریت بهتر استرس در موقعیت‌های مختلف نیز مؤثر باشد. این روش به خصوص اگر علائم شامل تشنج‌های ناشی از صرع نباشد مفید خواهد بود. انواع دیگر روان درمانی ممکن است در صورتی که شما مشکلات شخصیتی یا سابقه آسیب‌دیدگی و سوءاستفاده داشته باشید مفید و مؤثر واقع می‌شوند.
  •  درمان بیماری‌های روانی دیگر: اضطراب، افسردگی یا مشکلات و بیماری‌های روانی دیگر ممکن است علائم اختلالات نورولوژیکی عملکردی را تشدید کنند. درمان بیماری‌های روانی همراه با اختلالات نورولوژیکی عملکردی می‌تواند به فرایند بهبودی کمک کند.
  •  هیپنوتیزم: زمانی که یک متخصص که با اختلالات نورولوژیکی عملکردی آشنا است و آموزش دیده است انجام شود، افراد مبتلا به علائم اختلالات نورولوژیکی عملکردی مانند فقدان احساس یا مشکلات گفتاری پیشنهادات آنها را در هنگام هیپنوتیزم می‌پذیرند.

درمان-فلج-بل-min.png
سپتامبر 8, 2015

فلج بل چیست؟

فلج بل(فلج صورت)، به فلج موقتی عصب صورت گفته می شود که در نتیجه ی آسیب به اعصاب صورت ایجاد می شود. عصب صورت با عنوان عصب هفتم مغزی نیز شناخته می شود، از یک کانال استخوانی باریک (کانال فالوپین) درون جمجمه، از زیر گوش ها تا ماهیچه های هر سمت صورت کشیده می شود. در اغلب مسیر، این عصب درون این محافظ استخوانی احاطه شده است.

هر عصب صورت به ماهیچه های یک سمت از صورت، شامل اعصابی که باز و بسته کردن چشم را کنترل می کنند، و انواع حالات صورت مثل خنده و اخم را باعث می شوند، پیام رسانی می کند.

به علاوه عصب صورت ضربات عصبی را به غدد لاکریمال یا اشکی، غدد بزاقی و ماهیچه های استخوان کوچک گوش میانی که رکابی نامیده می شود، می رساند.عصب صورت همچنین احساس طعم را از زبان منتقل می کند.

وقتی فرد به فلج بل یا فلج عصب صورت دچار می شود، عملکرد عصب صورت مختل می شود و در نتیجه موجب اختلال در انتقال پیام از طریق مغز به عضلات صورت می شود. این اختلال موجب ضعف یا فلج عضله و بی حسی صورت می شود.

فلج بل به افتخار جراح اسکاتلندی قرن 19، سر چارلز بل، که عصب صورت را توصیف کرد و ارتباط آن با این بیماری را توضیح داد، نام گذاری شده است. این اختلال که به سکته مغزی مربوط نیست، رایج ترین علت فلج صورت است. به طور کلی، فلج بل فقط یکی از جفت عصب های صورت و یک سمت از صورت را تحت تاثیر قرار می دهد، با این حال در موارد نادر، می تواند هر دو طرف صورت را تحت تاثیر قرار دهد.

علائم و نشانه ها

به دلیل این که عصب صورت عملکردهای زیادی دارد و بسیار پیچیده است، آسیب به عصب یا اختلال در عملکرد آن، می تواند مشکلات زیادی ایجاد کند. علائم فلج بل می تواند از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد و شدت آن از ضعف جزئی تا فلج کامل فرق می کند. علایم این بیماری می تواند شامل مواردی از جمله کشش، ضعف و فلج یک سمت صورت و یا به ندرت هر دو سمت صورت باشد.

سایر علایم این بیماری شامل افتادگی پلک و کج شدن گوشه ی دهان، سرازیر شدن آب دهان، خشکی چشم یا دهان، اختلال چشایی و وجود بیش از حد اشک در یک چشم می باشد. اغلب این علایم، که معمولا ناگهانی شروع می شود و ظرف 48 ساعت به اوج خود می رسد، باعث کج شدن قابل توجهی در صورت می شود.

سایر علایم فلج بل یا عصب صورت می تواند شامل مواردی از جمله درد و ناراحتی اطراف فک و پشت گوش، سوت کشیدن یک یا هر دو گوش، سردرد، از دست دادن حس چشایی، حساسیت بیش از حد به صدا در سمت آسیب دیده، اختلال در تکلم، گیجی و اختلال در خوردن یا آشامیدن باشد.

علت ها و دلایل

فلج بل زمانی اتفاق می افتد که عصبی که عضلات صورت را کنترل می کند، متورم یا ملتهب شود و یا تحت فشار قرار گیرد. در نتیجه موجب ضعف یا فلج می شود. به هر حال علت دقیق این آسیب ناشناخته است.

اغلب دانشمندان معتقدند که عفونت های ویروسی مانند مننژیت ویروسی یا ویروس عامل سرماخوردگی (هرپس سیمپلکس) می تواند این بیماری را ایجاد کند. آن ها معتقدند که عصب صورت در پاسخ به عفونت، متورم و ملتهب می شود و به کانال فالوپین فشار وارد می کند و در نتیجه موجب ایسکمی (محدودیت اکسیژن رسانی و خون رسانی به سلول های عصبی) می شود. در برخی موارد جزئی (که بهبودی سریع حاصل می شود)، تنها به غلاف میلین عصب آسیب وارد شده است. غلاف میلین یک پوشش از جنس چربی است که به عنوان عایق بر روی رشته های عصبی در مغز عمل می کند.

این بیماری همچنین با بیماری هایی از جمله آنفولانزا یا بیماری مشابه آنفولانزا، سردرد، عفونت مزمن گوش میانی، فشار خون بالا، دیابت، سارکوئیدوز، بیماری لایم، تومور و آسیب هایی از جمله شکستگی جمجمه یا جراحت صورت همراه بوده است.

افراد در معرض ابتلا

فلج بل هر ساله 40 هزار آمریکایی را مبتلا می کند. این بیماری مردان و زنان را به یک میزان تحت تاثیر قرار می دهد و می تواند در هر سنی اتفاق بیفتد، اما در افراد با سنین زیر 15 سال و بالای 60 سال کمتر رایج است. فلج بل به طور نامتناسبی، افرادی را مورد هدف قرار می دهد که به دیابت یا بیماری های تنفسی فوقانی مثل آنفولانزا یا سرماخوردگی مبتلا هستند.

تشخیص

تشخیص فلج بل بر اساس تظاهرات بالینی انجام می شود که شامل کج شدن صورت، عدم توانایی در حرکت دادن عضلات سمت آسیب دیده ی صورت و رد کردن سایر بیماری های ایجاد کننده ی فلج صورت می باشد. هیچ آزمایش بالینی مخصوصی برای تشخیص این بیماری وجود ندارد.

به طور معمول، پزشک ضعف فوقانی و پایینی صورت فرد را معاینه می کند. در اغلب موارد، این ضعف به یک سمت صورت محدود می شود و یا گاهی اوقات به پیشانی، پلک و دهان می رسد. آزمایشی با عنوان الکترومیوگرافی (EMG) می تواند آسیب به عصب را تشخیص دهد و شدت و وسعت درگیری اعصاب را تعیین می کند. آزمایشات خونی می تواند گاهی اوقات به تشخیص سایر مشکلات همزمان از جمله دیابت و عفونت های خاص کمک کند. با استفاده از عکسبرداری های MRI و سی تی اسکن می توانیم ساختارهایی که بر روی عصب صورت فشار وارد می کنند را تشخیص داده و از بین ببریم.

راه ها و روش های درمان

تقریبا 75% از بیماران مبتلا به فلج بل یا عصب صورت در مدت زمان کمی به بهبودی کامل دست می یابند. 35% بقیه در عرض کمتر از یک سال بهبود می یابند. یک روش درمانی مخصوص برای تمام انواع این بیماری وجود ندارد، با این حال پزشک ممکن است برای تسریع بهبودی شما فیزیوتراپی و مصرف داروهای خاص توصیه کند. عمل جراحی به ندرت در مورد بیماری فلج بل یا عصب صورت انجام می شود.

داروها

داروهای رایج برای درمان فلج صورت یا عصب صورت شامل موارد زیر است:

  • کورتیکواستروئیدها:مثل Prednisone عوامل ضد التهاب قدرتمندی هستند. اگر این داروها بتوانند ورم عصب صورت را کاهش دهند، در نتیجه عصب قادر خواهد بود به راحتی درون کانال استخوانی که آن را احاطه کرده است، جای گیرد. کورتیکواستروئیدها در صورتی که طی چند روز اول پس شروع علایم مصرف شوند، کارآیی بهتری خواهند داشت.
  • داروهای ضد ویروس: نقش داروهای ضد ویروس مشخص نیست. داروهای ضد ویروس به تنهایی فایده ای ندارند. اثربخش بودن آنتی ویروس هایی که به استروئیدها اضافه شده باشند نیز بعید به نظر می رسد.

با این وجود، داروی آنتی ویروس والاسیکلوویر (Valtrex)  گاهی اوقات به همراه Prednisone برای بیمارانی که به فلج حاد صورت مبتلا هستند، تجویز می شود.

فیزیوتراپی

عضلات فلج شده، کوچک تر و منقبض می شوند که موجب انقباض دایمی آن ها می شود. متخصص فیزیوتراپی به شما آموزش می دهد که چگونه عضلات صورت خود را ماساژ دهید و چه تمرینات ورزشی انجام دهید تا از این اتفاق جلوگیری کنید.

فیزیوتراپ شما در ابتدا حرکات عضلات صورت شما را بررسی می کند تا بتواند برنامه ی درمانی مخصوص شما را طراحی کند. این برنامه ی درمانی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • ورزش های کششی به منظور بازیابی توانایی بالابردن ابرو و حرکت گوشه ی دهان.
  • برنامه ی ورزشی برای انجام حرکاتفعال و غیر فعالبه منظور افزایش عملکردعضلات.
  • تحریک الکتریکی برای حفظ بخش عمده ای از ماهیچه های صورت و جلوگیری از آتروفی.
  • با اعمال ماساژ بر روی عضلات فلج شده، می توان انعطاف پذیری و کشسانی عضله را حفظ کرد. ماساژ همچنین باعث حفظ جریان خون به ناحیه ی آسیب دیده می شود و از انقباض آن جلوگیری می کند.
  • انجام حرکاتی در طول عضلات که موجب بهبود در حس هایی مثل لمس، ضربه زدن و نوازش کردن می شود.

عمل جراحی

در گذشته  برای درمان فلج بل یا عصب صورت عمل جراحی به منظور کاهش فشار وارد بر روی عصب عضله ی صورت، توسط باز کردن مسیرهای استخوانی که عصب از درون آن رد می شد، صورت می گرفت. امروزه این نوع عمل جراحی توصیه نمی شود. آسیب عصب صورت و از دست دادن موقت حس شنوایی از خطرات احتمالی این روش هستند.

مراقبت در منزل

  • مراقبت چشم:چنانچه نمی توانید به طور کامل چشم هایتان را ببندید، ممکن است چشمتان دچار خشکی شود. خشکی چشم می تواند موجب زخم شدن آن و ایجاد بسیاری مشکلات بینایی شود. برای حفاظت از چشم و مرطوب نگه داشتن آن:

در طول روز دائما با انگشت خود پلکتان را باز و بسته کنید. از قطره های چشمی (اشک مصنوعی) یا پماد چشمی استفاده کنید. قطره های چشمی حاوی متیل سلولز گزینه ی مناسبی هستند و نیازی به تجویز توسط پزشک ندارند.

می توانید از قطره های چشمی در طول روز و از پماد چشمی شب هنگام موقع خواب استفاده کنید. از پزشکتان بپرسید که چند وقت یک بار باید از این قطره ها استفاده کنید. در هنگام شب از چشم بند استفاده کنید و در سایر ساعات شبانه روز از عینک معمولی یا عینک ایمنی استفاده کنید.

  • مراقبت از دهان: اگر در یک ناحیه از زبانتان حسی ندارید و یا در این ناحیه بزاق کمی وجود ندارد، ممکن است در این قسمت غذا گیر کند و در نتیجه موجب پوسیدگی دندان و بیماری لثه شود. برای جلوگیری از این مشکلات به دفعات زیاد در روز مسواک بزنید و از نخ دندان استفاده کنید. برای جلوگیری از مشکلات بلع، به آرامی غذا بخورید و غذایتان را به خوبی بجوید. خوردن غذاهای نرم مثل ماست نیز می تواند کمک کننده باشد.
  • استفاده از حرارت مرطوب: یک لیف یا پارچه را در آب گرم خیس کنید و چندین بار در روز آن را بر روی صورتتان قرار دهید تا درد را کاهش دهید.
  • انجام حرکات فیزیوتراپی: ماساژ دادن و انجام حرکات ورزشی بر روی عضلات صورت با توجه به توصیه های فیزیوتراپ، می تواند باعث شل شدن و جلوگیری از انقباض و گرفتگی عضلات صورت  و درمان فلج بل یا عصب صورت شود.

میگرن-و-سر-درد-min.jpg
سپتامبر 6, 2015

میگرن گونه‌ای سر درد شدید عود کننده است که فعالیت‌های روزمره را مختل می‌سازد و بیمار را مجبور به استراحت می‌کند. میگرن غالباً با حالت تهوع، استفراغ یا افزایش حساسیت به نور همراه است.

زنان سه برابر بیش از مردان به سردرد میگرنی مبتلا می‌شوند؛ بر اساس آمار و ارقام از هر 20 خانم 4 نفر از میگرن رنج می‌برند، حال آن که این آمار در میان مردان یک نفر از هر بیست نفر است. نخستین علائم میگرن در هر سنی می‌تواند رخ دهد، اما این عارضه معمولاً در دوران نوجوانی شروع می‌شود.

تومور مغزی شامل یک مجموعه یا یک توده از سلول‌های غیر طبیعی در مغز می‌باشد. جمجمه که مغز شما را در بر گرفته است، یک استخوان بسیار محکم می‌باشد. بنابراین هر گونه زائده یا سلول غیر طبیعی که در داخل چنین فضای تنگ و محدودی رشد کند، می‌تواند مشکلاتی را در مغز به وجود آورد. تومورهای مغزی می‌تواند از نوع سرطانی (بدخیم) یا غیر سرطانی (خوش‌خیم) باشد. هنگامی که یک تومور چه از نوع خوش‌خیم و یا بدخیم در مغز رشد می‌کند، باعث می‌شود که فشار وارد بر جمجمه از طرف داخل افزایش پیدا کند و این امر منجر به آسیب رسیدن به مغز می‌شود و حتی می‌تواند برای بیمار، کشنده باشد. علائم تومور مغزی به موقعیت و اندازه تومور بستگی دارد. تومورها با حمله به بافت مغز و افزایش فشار وارد بر آن، باعث آسیب‌دیدگی مستقیم مغز می‌شوند. در واقع علائم مشهود این تومورها هنگامی مشخص می‌شود که تومور در حال رشد بر روی بافت مغز فشار وارد می‌کند. سردرد یکی از شایع‌ترین علائم تومور مغزی است.

علائم

اکثر افراد مبتلا به میگرن دچار سر درد متوسط تا شدیدی می‌شوند که ممکن است 4 ساعت تا 3 روز دوام داشته باشد. سر درد گاهی یک سمت و گاهی هر دو سمت سر را درگیر می‌کند و بیمار متحمل دردی تپشی، ضربان‌دار یا کوبنده می‌شود. انجام فعالیت، برای مثال راه رفتن یا بالا و پایین رفتن از پله‌ها، معمولاً درد را تشدید می‌کند. بیمار علاوه بر سر درد حالت تهوع دارد یا استفراغ می‌کند و نسبت به نور و صدا حساس‌تر از حالت معمول است.

بعضی بیماران اورا، مرحله پیش درآمد یا علائم هشدار دهنده‌ای مانند اختلال در دید یا دیگر حواس را تجربه می‌کنند؛ برای نمونه به طور موقت با اخگربینی مواجه می‌شوند و لکه‌ها، جرقه‌ها یا خطوط نورانی می‌بینند یا بخشی از قدرت دید خود را از دست می‌دهند. سوزن سوزن شدن یا بالعکس بی‌حسی نیز متداول است. به علاوه برخی بیماران با اختلال‌های گفتاری یا رفتاری نیز روبه‌رو می‌شوند.

بعضی بیماران تنها یک بار در سال یا حتی کمتر دچار میگرن می‌شوند، حال آن که عده‌ای دیگر چند بار در هفته متحمل این نوع سردرد می‌شوند.

یکی از وجوه تمایز میگرن و دیگر گونه‌های سر درد این است که میگرن مراحل مشخصی دارد. اکثر بیماران مراحل زیر را تجربه می‌کنند، البته امکان دارد مرحله پیش درآمد یا اورا در تمام بیماران رخ ندهد.

  • مرحله هشدار دهنده یا پیش نشانه: این مرحله با احساس خستگی، تغییر خلق و خو، تمایل به خوردن خوراکی‌های شیرین، احساس تشنگی یا خشکی و گرفتگی گردن همراه است و حدود 24 ساعت طول می‌کشد.
  • مرحله اورا یا پیش درآمد: از هر سه بیمار مبتلا به میگرن یک نفر علائم اورا یا پیش درآمد، تغییرات حسی یا اختلال دید، را تجربه می‌کند. این مرحله نیز چند دقیقه تا یک ساعت ادامه دارد.
  • مرحله حمله اصلی: بیمار در این مرحله دچار سر درد و علائم دیگری مانند حالت تهوع می‌شود. مدت این مرحله بین 4 ساعت تا 3 روز متغیر است.
  • مرحله تسکین درد و بهبود: در این مرحله درد فروکش می‌کند. تسکین درد معمولاً به آهستگی صورت می‌گیرد، هر چند گاهی میگرن ناگهان، برای مثال بلافاصله پس از استفراغ، متوقف می‌شود.

مراجعه به پزشک عمومی در اکثر موارد بروز حمله میگرن ضرورت ندارد. بااین حال بهتر است در صورت رویارویی با موارد زیر به پزشک عمومی مراجعه نمود:

  • افزایش تعداد دفعات میگرن یا تشدید آن به مرور زمان
  • چنانچه در سن بالای 50 سال برای اولین بار دچار میگرن شوید.
  • چنانچه فرزند زیر 10 سالتان دچار میگرن شود.
  • اگر میگرن همراه با مرحله پیش درآمد است و قرص ضدبارداری خوراکی ترکیبی مصرف می‌کنید.
  • شروع سر درد در اثر تغییر موقعیت بدن
  • چنانچه به سرطان یا اچ آی وی مبتلا هستید و به تازگی دچار سر درد نیز می‌شوید.

در صورت مواجهه با موارد زیر بی‌درنگ با مرکز فوریت‌های پزشکی تماس بگیرید:

  • بروز سر درد ناگهانی و بسیار شدید
  • چنانچه علائم پیش درآمد بیش از یک ساعت طول می‌کشد یا حرکت کردن را دشوار می‌سازد.

علت ها و دلایل

عواملی را که باعث شروع میگرن می‌شود، در اصطلاح محرک می‌گویند. البته بسیاری از میگرن‌ها بدون محرک بروز می‌یابد:

محرک‌ها شامل موارد زیر می‌شود:

  • فشار عصبی یا به آرامش رسیدن پس از یک دوره پراضطراب
  • تغییر در الگوی خواب (کم خوابی شدید یا خوابیدن به مدت بسیار طولانی) یا پرواززدگی
  • تغییر ساعت صرف وعده‌های غذایی یا حذف وعده‌های غذایی
  • نوشیدنی‌ها یا خوراکی‌های خاص مانند مشروبات الکلی یا بعضی پنیرها
  • صداهای بلند یا نورهای درخشان
  • فعالیت جسمی و ورزش سنگین بی‌سابقه
  • عادت ماهانه

ثبت زمان بروز حمله‌های میگرن و محرک‌های دامن زننده یا تشدید کننده اقدامی مفید محسوب می‌شود. عواملی که احتمال بروز میگرن را افزایش می‌دهد، عبارت‌اند از:

  • فشار روحی
  • افسردگی و اضطراب
  • عادت ماهانه
  • یائسگی
  • وارد شدن ضربه به سر یا گردن

مصرف بیش از حد داروی سردرد میگرنی، سوء مصرف دارو را به دنبال دارد. زنان در اثر مصرف قرص‌های ضدبارداری خوراکی ترکیبی یا درمان جانشینی هورمونی (HRT) نیز دچار میگرن می‌شوند. اگر باردار هستید، بدون شک مشکلات و دردهای جدیدی را تجربه می‌کنید. شاید شما هم یکی از میلیون‌ها زن بارداری هستید که میگرن را تجربه می‌کنند‌، خبر خوب این است که در طی بارداری علائم سردرد بارداری در بسیاری از زنان کاهش می‌یابد.

تشخیص

آزمایش خاصی برای تشخیص میگرن وجود ندارد. چنانچه بیمار بتواند فهرستی از زمان بروز میگرن و محرک‌های احتمالی تهیه کند، پزشک عمومی به کمک آن فهرست قادر خواهد بود الگوی علائم را، البته در صورت وجود، تعیین کند. پزشک به منظور تشخیص بهتر میگرن، پرسش‌هایی را در مورد علائم مطرح می‌کند و از بیمار می‌خواهد تا فاصله بین حمله‌های میگرن، شدت سر درد و زمان بروز آن را بیان کند. به همین دلیل است که ثبت علائم می‌تواند مفید باشد. ضمناً پزشک بیمار را معاینه می‌کند.

تشخیص میگرن در صورت وجود مرحله پیش درآمد آسان‌تر است، در غیر این صورت پزشک صرفاً پس از بروز پنج حمله میگرن یا بیشتر می‌تواند بیماری را با قاطعیت تشخیص دهد.

راه ها وروش های درمان

درمان های متداول و قدیمی

متأسفانه هیچ روشی برای متوقف ساختن همیشگی میگرن وجود ندارد؛ بااین حال می‌توان با بهره‌گیری از بعضی درمان‌ها علائم را کنترل نمود و اثرات آنها را به حداقل رساند. شماری از درمان‌ها در پیشگیری از میگرن مؤثر هستند و بعضی میگرن را متوقف می‌سازند.

مراقبت

بهترین کار این است که به محض شروع میگرن به اتاق تاریک و ساکتی بروید و برای تسکین سر درد از کمپرس سرد، مانند کیسه یخ، استفاده کنید. بطری آب گرم یا دوش آب گرم یا سرد هم می‌تواند مفید باشد. فشار دادن نقاط ضربان‌دار کنار پیشانی یا گردن نیز به تسکین درد کمک می‌کند.

دارو

پزشک در صورت بروز مکرر میگرن برای کاهش تعداد حمله‌ها دارو تجویز می‌کند. چنین داروهایی زمانی اثرگذار خواهند بود که هر روز مصرف شوند. بعضی از این داروها عبارت‌اند از:

  • ضدافسردگی‌هایی مانند آمی تریپتیلین یا ونلافاکسین
  • داروهای فشار خون مانند مسدود کننده‌های بتا (پروپانولول، متروپرولول) یا مسدود کننده‌های کانال کلسیم (وراپامیل)
  • داروهای صرع مانند اسید والپوریک، گاباپنتین و توپیرومات

اگر بیمار هر ماه بیش از 15 روز دچار سر درد باشد، با تزریق سم بوتولینوم نوع A (بوتاکس) نیز می‌توان حمله‌های میگرن را کاهش داد.

داروهای دیگری نیز در زمان بروز نخستین نشانه حمله میگرن مصرف می‌شوند. داروهای غیرتجویزی مانند استامینوفن، ایبوپروفن یا آسپرین غالباً در صورت خفیف بودن میگرن مؤثر خواهد بود. بااین حال بهتر است اطلاع داشته باشید که:

  • مصرف بیش از 3 بار در هفته این داروها اثر معکوس دارد و باعث بروز مجدد سر درد می‌شود.
  • مصرف بیش از اندازه استامینوفن به کبد و مصرف بیش از اندازه ایبوپروفن یا آسپرین به معده آسیب می‌زند.

در صورت نتیجه بخش نبودن درمان‌های فوق  در درمان میگرن و سردرد از پزشک بخواهید تا برایتان داروهایی مانند اسپری بینی، شیاف یا آمپول، تجویز کند. داروهای متعددی در اشکال مختلف برای درمان میگرن وجود دارد. مصرف دارو برای درمان انواع سردرد ازجمله درمان سردرد نقطه ای و تنشی نیز توصیه می شود.

پزشک گاهی مصرف داروهایی موسم به داروهای خانواده تریپتان را توصیه می‌کند. تریپتان‌ها داروهای درمان سردرد میگرنی هستند که بنا بر نظر پژوهشگران به شیوه‌های گوناگونی، چون باریک کردن رگ‌های خونی مغز جهت کاهش تورم، به تسکین میگرن کمک می‌کنند. تریپتان‌ها برخلاف بعضی داروها در صورتی بیشترین اثر را دارند که پس از شروع کامل میگرن مصرف شوند. این داروها به شکل قرص، قرص‌های محلول در آب، اسپری بینی یا آمپول تهیه می‌شوند. متأسفانه بیش از نیمی از مصرف کنندگان تریپتان پس از سپری شدن دو روز با بروز مجدد علائم مواجه می‌شوند. مصرف مداوم هر گونه مسکن به تدریج تأثیرگذاری آن را کاهش می‌دهد و موجب سر درد بیشتر می‌شود. چنانچه بیش از 15 روز در ماه مسکن مصرف کنید، احتمال دارد به سر درد ناشی از سوء مصرف دارو مبتلا شوید.

درمان های نوین و پیشرفته

میگرن مزمن اثر قابل توجهی بر کیفیت زندگی بیمار دارد. اگر از میگرن مزمن رنج می‌برید، احتمالاً ناچار خواهید بود تا برای کنترل علائم هر بار مقدار داروی بیشتری مصرف کنید. اما مراقب باشید، چون مصرف بیش از حد دارو به مرور زمان به سردردهای بیشتری، موسوم به سردردهای ناشی از سوء مصرف دارو، دامن خواهد زد. در درمان‌های نوین از روش‌های غیردارویی برای تسکین و حتی از بین بردن سر درد میگرنی استفاده می‌شود.

فیزیوتراپی

سودمندی فیزیوتراپی در کاهش شدت و تعداد دفعات حمله‌های میگرن به اثبات رسیده است. متخصص فیزیوتراپی سابقه پزشکی بیمار را به دقت بررسی می‌کند و معاینه جسمی و عصبی کاملی را به منظور تعیین محرک‌های میگرن و از میدان حدس خارج کردن علت‌های جدی‌تر انجام می‌دهد. متخصص فیزیوتراپی به منظور مشاهده وضعیت ستون فقرات، آزمایش‌های عصب‌شناختی، بالینی و ارتوپدی را انجام می‌دهد.

فیزیوتراپی در تسکین درد ناشی از سردردهای میگرنی عملکردی موفقیت آمیز داشته است، آن هم بدون این که بیمار مجبور به مصرف دارو باشد. از یاد نبرید که مصرف مسکنی مانند آسپرین برای آن که کارایی لازم را داشته باشد، باید به مرور زمان افزایش یابد؛ در نتیجه بیمار در درازمدت از اثرهای جانبی متعدد و سردردهای شدیدتر رنج خواهد برد.

سردرد گونه‌های مختلفی دارد که در بازه وسیعی از نوع میگرنی تا مسمومیت به دلیل باقی ماندن مواد سمی در بدن در اثر یبوست متغیر است. طب سوزنی لیزری، طب سوزنی برقی از راه پوست، ماساژ مخصوص بافت نرم، روش‌های ویژه درمان با دست در ناحیه مهره‌های گردنی، رژیم غذایی مناسب و برنامه ورزشی و تمرینی خانگی از راهکارهای غیردارویی تسکین میگرن محسوب می‌شوند. ‌

فیزیوتراپی روشی ایمن و کارآمد برای درمان سر درد است که در مقایسه با مصرف مسکن‌های متداول دارای اثرهای جانبی بسیار کمتری است. تأثیر فیزیوتراپی در بیماران مختلف به ماهیت و طول مدت عارضه بستگی دارد، سر درد برخی بیماران تقریباً بلافاصله پس از فیزیوتراپی تسکین می‌یابد، حال آن که عده‌ای دیگر با کاهش تدریجی شدت و تعداد دفعات سر درد مواجه می‌شوند.

فیزیوتراپی فارغ از آن که بیمار چه مدت و یا چندین سال است که از سر درد یا میگرن رنج می‌برد، نتایج موفقیت آمیزی را پس از 5 جلسه درمانی به دست می‌دهد. انتظار می‌رود وضعیت بیمار به نحوی بهبود پیدا کند، یعنی یا تعداد حمله‌های میگرن کاهش یابد یا شدت درد کمتر شود. در نهایت بیمار می‌تواند با محرک‌های پیش گفته، مانند نور، صدا و…، مواجه شود، بدون آن که به سر درد یا میگرن دچار شود.

تحریک مغناطیسی مغز

در تحریک مغناطیسی مغز یا به اختصار TMS، وسیله‌ای بر روی جمجمه بیمار قرار داده می‌شود و سپس پالس مغناطیسی برای درمان میگرن از راه پوست به مغز وارد می‌شود.

تعداد پالس‌ها متغیر است، گاهی تنها یک پالس کفایت می‌کند و گاهی پالس‌های متوالی به کار برده می‌شود. قدرت و تعداد پالس‌ها در واحد زمان و طول مدت درمان در مغناطیس تراپی  برای هر بیمار متفاوت از دیگری است. وسیله قرار داده شده بر روی سر، روند درمان را ثبت می‌کند که به نوبه خود به عنوان جزیی از یادداشت‌ها در خصوص نحوه بروز و درمان درد میگرنی و درمان سریع سردرد می‌تواند مفید باشد.

هم میگرن دارای مرحله پیش درآمد و هم میگرن بدون این مرحله را می‌توان با تحریک مغناطیسی مغز درمان نمود. تی ام اس به دو روش متفاوت به کار برده می‌شود:

  • در زمان شروع میگرن، به منظور درمان یا کاهش شدت میگرن
  • به صورت منظم جهت پیشگیری از بروز میگرن یا کاهش تعداد دفعات حمله‌های میگرن

 


بیماری-پارکینسون-min.jpg
سپتامبر 5, 2015

بیماری پارکینسون (PD) یک اختلال مزمن (ماندگار و طولانی مدت) در قسمتی از مغز می باشد. این بیماری به افتخار پزشکی که برای اولین بار آن را تشریح کرد نام گذاری شده است. این بیماری به طور عمده، هماهنگی های مغز بین حرکت عضلات در بخش های مختلف بدن را بر هم می زند.

افراد مبتلا به پارکینسون

بیماری پارکینسون معمولا در افراد بالای 50 سال سن به وجود می آید و با بالا رفتن سن شیوع آن نیز افزایش می یابد. حدود 5 نفر از هر 1000 نفر در سن 60 تا 70 سالگی و حدود 40 نفر از هر 1000 نفر در سن 80 تا 90 سالگی به بیماری پارکینسون مبتلا می باشند. این بیماری زنان و مردان را تحت تاثیر قرار می دهد ولی شیوع آن در مردان اندکی بالا تر است. ایجاد این بیماری در افراد زیر 50 سال نادر است.

بیماری پارکینسون معمولا وراثتی نبوده و می تواند هر کسی را مبتلا کند. با این حال عوامل ژنتیکی (وراثتی) می توانند در ایجاد پارکینسون در افراد زیر 50 سال  تاثیر گذار باشند.

دلایل و علت ها

علت بیماری پارکینسون ، به طور عمده، قسمت کوچکی از مغز به نام توده ی سیاه تحت تاثیر قرار می گیرد. این ناحیه پیام های عصبی را از مغز به درون نخاع می فرستد تا بدن به وسیله ی آن ها، ماهیچه ها را کنترل کند. این پیام ها در بین سلول های مغزی، اعصاب و ماهیچه ها توسط مواد شیمیایی به نام انتقال دهنده های عصبی، انتقال پیدا می کنند. دوپامین، انتقال دهنده ی اصلی بدن است که توسط سلول های مغزی در توده ی سیاه ساخته می شود.

اگر شما به بیماری پارکینسون مبتلا شوید، تعدادی از سلول های توده ی سیاه آسیب دیده و می میرند. علت دقیق این امر هنوز به درستی معلوم نیست. با گذشت زمان، تعداد بیشتری از این سلول ها آسیب دیده و خواهند مرد. با آسیب دیدن این سلول ها، مقدار دوپامین تولید شده کاهش می یابد. کاهش تعداد سلول ها به همراه کاهش میزان دوپامین در سلول های این بخش از مغز، می تواند باعث کند و غیر طبیعی شدن پیام های عصبی فرستاده شده به سمت ماهیچه ها گردد.

علائم و نشانه ها

سلول های مغزی و اعصابی که در بیماری پارکینسون تحت تاثیر قرار می گیرند، معمولا به تولید پیام های هماهنگ برای حرکت عضلات کمک می کنند. بنابراین، سه علامت عمده ی بیماری پارکینسون که با گذشت زمان و به تدریج پیشرفت می کنند، عبارت اند از :

  • کند شدن حرکت : برای مثال، راه رفتن و یا بلند شدن از روی یک صندلی می توانند دشوار تر شوند. هنگامی که این علامت برای اولین بار ظاهر می شود، ممکن است فرد به اشتباه فکر کند که فقط “پیر شده است”. تشخیص بیماری پارکینسون بدون ظهور علائم دیگر آن ممکن نیست. با مرور زمان، فرد دچار یک الگوی حرکتی می شود که در آن با حالت موج گونه و بی قرار راه رفته و شروع، پایان و یا تغییر جهت در طول راه رفتن برای او دشوار خواهد شد.
  • گرفتگی ماهیچه ها (سفت شدن عضلات) : عضلات فرد ممکن است بی قرار شوند. همچنین به هنگام راه رفتن، دست های شما به مقدار طبیعی جلو و عقب نخواهند رفت.
  • لرزیدن (رعشه) : این علامت بسیار شایع است ولی در همه ی موارد رخ نخواهد داد. این عامل معمولا انگشتان و کل دست را تحت تاثیر قرار می دهد ولی می تواند در دیگر نقاط بدن نیز ظاهر شود و به هنگام استراحت فرد، راحت تر می توان آن را تشخیص داد. این علامت بیماری می تواند به هنگام احساساتی یا مضطرب شدن فرد، تشدید شده و به هنگام انجام برخی از کار ها مانند برداشتن یک جسم، کاهش یابد.

این علائم با گذشت زمان و به تدریج بدتر خواهند شد. با این حال، سرعت این امر در افراد مختلف متفاوت خواهد بود. حتی ممکن است چندین سال زمان ببرد تا این علائم به حدی شدید شوند که بتوانند بر زندگی شما تاثیر بگذارند. در ابتدا، یک طرف بدن ممکن است بیشتر از طرف دیگر تحت تاثیر قرار گرفته باشد.

علائم دیگری نیز ممکن است در اثر مشکلاتی که سلول ها ی مغزی و اعصاب با کنترل عضلات دارند، ایجاد شوند. این علائم عبارت اند از :

  • کاهش حالات در چهره از جمله لبخند یا اخم. کاهش پلک زدن.
  • دشواری در انجام حرکات ظریف مانند بستن بند کفش و یا بستن دکمه های پیراهن.
  • دشواری در نوشتن با دست (دست خط فرد ریز تر خواهد شد).
  • دشواری در ایجاد تعادل و حفظ حالت مناسب بدن و همچنین افزایش احتمال زمین خوردن.
  • حرف زدن فرد ممکن است کند و خسته کننده و یکنواخت شود.
  • بلعیدن می تواند برای فرد دشوار شده و بزاق در دهان تجمع یابد.
  • خستگی و احساس درد.
  • درد کف پا

تعداد زیادی از علائم دیگر نیز در برخی از موارد و معمولا با تشدید بیماری به وجود می آیند. این علائم شامل موارد زیر می باشند :

  • یبوست.
  • مشکلات مربوط به مثانه و بعضا بی اختیاری.
  • توهم (دیدن، شنیدن و یا بوییدن چیز هایی که واقعا وجود ندارند).
  • عرق کردن.
  • دشواری های جنسیتی.
  • مشکلات مربوط به حس بویایی.
  • مشکلات مربوط به خواب.
  • کاهش وزن.
  • درد.
  • افسردگی.
  • اضطراب.
  • دشواری در کنترل انگیزه ها. برای مثال، خوردن، خریدن کردن و یا قمار اجباری. (این عارضه را می تواند به یک سری از دارو ها ارجاع داد. در زیر، بخش “چه دارو هایی برای درمان پارکینسون استفاده می شوند؟” را مشاهده کنید.)

تشخیص

هیچ آزمایشی برای اطمینان از وجود بیماری پارکینسون در فرد وجود ندارد. تشخیص این بیماری، بر اساس علایم پارکینسون  که در بالا به آن ها اشاره شد انجام می شود. در مراحل اولیه ی بیماری که علائم آن هنوز خفیف بوده و به درستی مشخص نیستند، ممکن است برای پزشک تشخیص پارکینسون دشوار باشد. با بد تر شدن تدریجی علائم، تشخیص این بیماری آسان تر خواهد شد.

بیماری پارکینسون در برخی مواقع با بعضی از عارضه های دیگر اشتباه گرفته می شود. همچنین برخی از بیماری ها حتی می توانند علائمی دقیقا مشابه بیماری پارکینسون داشته باشند که البته به دلایل دیگری ایجاد شده اند. به عنوان نمونه، برخی از دارو های استفاده شده در درمان بیماری ها، می توانند عوارض جانبی داشته باشند که علائمی دقیقا شبیه به بیماری پارکینسون ایجاد کنند. برخی از اختلالات نادر مغزی نیز می توانند علائم مشابه بیماری پارکینسون را باعث شوند.

بنابراین به منظور تشخیص صحیح  بیماری پارکینسون، نیاز است که فرد به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کند. در صورتی که همچنان در تشخیص بیماری شک و تردید وجود داشته باشد، می توان نوعی اسکن مخصوص را انجام داد. این اسکن می تواند بین بیماری پارکینسون و برخی دیگر از اختلالات با علائم مشابه تفاوت هایی را نشان دهد.

درمان

درمان پارکینسون بصورت دائمی برای بیماری پارکینسون وجود ندارد و هیچگونه روشی نمیتواند در جلوگیری از پیشرفت آن تاثیری داشته باشد. با این حال، روش هایی برای کاهش علائم بیماری وجود دارند که در زیر به آن ها می پردازیم :

  • در ابتدا، ممکن است با خفیف بودن علائم، فرد به هیچ گونه درمانی احتیاج نداشته باشد. یک متخصص می تواند به راحتی و به منظور زیر نظر گرفتن بیماری و نظارت بر پیشرفت آن، بیمار را تحت نظر بگیرد.
  • زمانی که علائم بیماری مشکل ساز می شوند، معمولا استفاده از دارو های کاهش دهنده ی این علائم شروع خواهد شد.
  • با پیشرفت بیماری، روش هایی مانند فیزیو تراپی، کار درمانی و گفتار درمانی می توانند کارآمد باشند.
  • تکنیک های خاص مانند الکترو تراپی، فراصوت و تحریک مغناطیسی مغز نیز می توانند برای کاهش علائم بیماری کارساز باشند.
  • در موارد شدید، جراحی نیز می تواند یکی از گزینه ها باشد.

دارو درمانی

کارآمد ترین روش درمانی برای بیماری پارکینسون، استفاده از لوودوپا می باشد. این ماده در مغز انسان به دوپامین تبدیل می شود ولی به علت عوارض جانبی ناخوشایند این ماده در اثر مصرف طولانی مدت (پاسخ کم تر به هر دوز، گرفتگی های دردناک و حرکات غیر اختیاری)، استفاده از آن تا زمانی که اختلالات حرکتی شدید شوند به تعویق می افتد.

لوودوپا معمولا همراه با ماده ی دیگری به نام کاربی دوپا تجویز می شود که می تواند از تخریب لوودوپا قبل از رسیدن به مغز جلوگیری کند. تجویز همزمان این دو دارو می تواند دوز مصرفی لوودوپا را نیز کاهش دهد و درنتیجه منجر به کاهش عوارض جانبی ناشی از آن گردد.

در مراحل اولیه ی بیماری پارکینسون، موادی که مانند دوپامین عمل می کنند (آگونیست های دوپامین) و همچنین موادی که از تخریب دوپامین جلوگیری می کنند (مهار کننده های مونو آمین اکسیداز تیپ ب یا MOA-B) می توانند در از بین بردن علائم حرکتی بیماری بسیار تاثیر گذار باشند. عوارض جانبی ناخوشایند ناشی از این مواد می توانند بسیار شایع باشند؛ از جمله این عوارض می توان به موارد رو به رو اشاره کرد : تورم ناشی از تجمع مایعات در بافت های بدن، خواب آلودگی، یبوست، سرگیجه، توهم و حالت تهوع.

فیزیو تراپی

یک فیزیو تراپیست می تواند در موارد زیر به افراد مبتلا به بیماری پارکینسون کمک کند :

  • افزایش قدرت، استقامت، تحرک و کنترل
  • بهبود انعطاف پذیری، راه رفتن و تعادل بدن
  • درمان خشک شدن (عدم توانایی حرکت) و جلوگیری از زمین خوردن
  • طراحی یک برنامه ی تمرینی روزانه به منظور حفظ تحرک فرد

فیزیو تراپیست می تواند برای شما تمریناتی را تجویز کرده و یا یک برنامه ی تمرینی مخصوص خود شما طراحی کند. با انجام این تمرینات در خانه می توانید مشکلات تحرکی خود را بهبود بخشیده و آثار ناشی از مشکلات احتمالی در آینده را  از علائم پارکینسون از بین برده و یا آن ها را کاهش دهید. استخدام پرستار نیز برای کمک به فرد در انجام این تمرینات و دیگر فعالیت های روزانه مانند بلند شدن از روی صندلی و تخت خواب و پیاده شدن از خودرو مناسب است.

تحریک مغناطیسی مغز

تحریک مغناطیسی مغز (TMS) یک روش غیر تهاجمی برای تحریک کردن مغز می باشد. یک سیم پیچ پوشیده شده با پلاستیک، مانند یک قاشق بزرگ بر روی سر قرار داده می شود. سپس هر پالس TMS یک میدان مغناطیسی ایجاد می کند که سطح مغز را در زیر سیم پیچ تحریک خواهد کرد. از آن جایی که این روش از میدان مغناطیسی استفاده می کند، فرد احساس درد نخواهد کرد.

تحریک مغناطیسی مغز یک روش درمانی مورد تایید سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) می باشد. برخی از مطالعات بالینی بر روی افراد درمان شده با تحریک مغناطیسی مغز، نشان دهنده ی بهبودی در راه رفتن، قفل شدن بدن، قدم برداشتن، بی تعادلی، خشکی بافت ها، کاهش مهارت و چالاکی و کندی در حرکت می باشند. علائم غیر تحرکی بیماری، مربوط به افسردگی می باشند (عدم وجود انگیزه).

هنگامی که از تحریک مغناطیسی مغز برای درمان بیماری پارکینسون استفاده می شود، پزشک متخصص بر روی هر بخشی از مغز که قصد تحریک آن را دارد، پالس هایی را ایجاد می کند. اعمال همزمان چندین پالس مغناطیسی، تحریک تکرار شونده مغناطیسی مغز (rTMS) گفته می شود. یک دوره ی درمانی عادی با rTMS عبارت است از جلسات روزانه (5 روز در هفته) که به مدت 2 تا 4 هفته زمان خواهند برد. هر جلسه حدود 1 ساعت زمان برده که عملیات تحریکی مغز، 30 تا 45 دقیقه از آن را اشغال خواهد کرد.

جراحی

در افراد دارای علائم حرکتی پیشرفته و غیر قابل کنترل، جراحی می تواند یک گزینه ی درمانی مناسب باشد. در تحریک عمیق مغز، جراح الکترود هایی را در مغز کار می گذارد که بخش های درگیر در حرکت را در مغز تحریک می کنند. در نوع دیگری از جراحی، مناطق خاصی از مغز که باعث علائم بیماری پارکینسون می شوند را از بین می برند.


ms-min.jpg
سپتامبر 2, 2015

بیماری فلج چند گانه یا ام اس (MS) یک مشکل مغزی و نخاعی است. این بیماری می تواند علائم مختلفی را برای بیمار ایجاد کند. در اکثر موارد، در ابتدا عوارض بیماری ام اس به تناوب ایجاد شده و بر طرف می شوند. با گذشت زمان، بعضی از این علائم ماندگار شده و می توانند ناتوانی فرد را به همراه داشته باشند. هر چند هیچ درمان مشخصی برای این بیماری وجود ندارد، داروها و درمان بیماری ms به روش های مختلف می توانند تعداد دفعات عود بیماری و علائم و ناتوانی های مربوط به آن را کاهش دهند.

علائم و نشانه ها

این بیماری می تواند مجموعه گسترده و متنوعی از علایم بیماری ام اس را برای فرد به همراه داشته باشد. بسیاری از افراد در این شرایط فقط با تعداد محدودی از این علائم مواجه می شوند و احتمال مشاهده همه این علائم در یک نفر کم و ناچیز است. علائم این بیماری معمولاً غیر قابل پیش بینی هستند. بیماری ms می تواند در هر زمان عود کرده و علائم آن در هر بار عود متفاوت باشد. علائم ایجاد شده در زمان عود بستگی به بخش یا بخش هایی از مغز یا ستون فقرات دارد که تحت تاثیر بیماری قرار می گیرند. بیمار ممکن است در این شرایط فقط یک علامت در یک عضو بدن خود داشته، یا علائم متعدد در اعضای مختلف بدن خود مشاهده نماید. این علائم به این دلیل ایجاد می شود که فیبرهای عصبی آسیب دیده فعالیت صحیح خود را متوقف می نمایند.

رایج ترین علائم این بیماری به شرح زیر هستند:

  • مشکلات بینایی: اولین نشانه این بیماری برای حدود یک نفر از هر چهار نفر بیمار، ایجاد اختلال در وضعیت بینایی است. در این حالت درد در پشت چشم ها احساس شده و گاهی اوقات فرد بیمار بخشی از قدرت بینایی خود را از دست می دهد. این شرایط معمولاً فقط بر یک چشم تاثیر می گذارد. علائم چشم دیگر در این حالت می تواند شامل دید تار یا دید دوگانه باشد.
  • اسپاسم عضلات و تشنج: در این شرایط ممکن است بعضی عضلات دچار اسپاسم شوند. اسپاسم معمولاً به خاطر وارد شدن آسیب به عصب هایی که پیام های مغزی را به این عضلات می رسانند، ایجاد می شود. بعضی از عضلات ممکن است در این حالت کوتاه (منقبض) و محکم شده و به این ترتیب حرکت آنها دشوار گردد. در اصطلاح به این شرایط تشنج گفته می شود.
  • درد: افراد مبتلا به بیماری ام اس  با دو نوع اصلی درد مواجه می شوند. درد نوروپاتیک اولین نوع دردی است که بیمار به خاطر آسیب وارد شده به فیبرهای عصبی آن را تجربه می کند. این شرایط می تواند باعث ایجاد درد به صورت تیر کشیدن یا احساس سوزش بر روی بخش های مختلف پوست شود. علاوه بر این ممکن است این آسیب دیدگی باعث حساسیت بیش از حد پوست در بعضی بخش های آن شود. نوع دیگر درد معمولاً درد اسکلتی عضلانی است که امکان مشاهده آن در عضلات آسیب دیده به خاطر اسپاسم یا تشنج وجود دارد.
  • خستگی: خستگی زیاد به صورتی که میزان خستگی بیشتر از آن چیزی است که پس از انجام فعالیت های ورزشی یا بدنی انتظار آن وجود دارد، یکی دیگر از علائم این بیماری می باشد. این خستگی حتی می تواند بر وضعیت تعادل و تمرکز بیمار نیز تاثیر گذارد.
  • مشکلات احساسی و افسردگی: در این شرایط بیمار ممکن است به سادگی و حتی بدون دلیل به خنده افتاده یا گریه کند. علاوه بر این، افراد مبتلا به این بیماری با علائم افسردگی یا تشویش در برخی مراحل بیماری مواجه می شوند.

سایر علائم این بیماری می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • بی حسی یا سوزش در بخش های مختلف پوست که رایج ترین نشانه از اولین عود بیماری است.
  • ضعف یا فلج در بعضی عضلات که می تواند بر توانایی حرکتی فرد تاثیر منفی داشته باشد.
  • ایجاد مشکل در ارتباط با حفظ تعادل و هماهنگی اعضای بدن.
  • ایجاد مشکل در ارتباط با تمرکز و توجه کردن.
  • لرزش یا اسپاسم بعضی عضلات.
  • گیجی و حواس پرتی.
  • ایجاد مشکل در دفع ادرار.
  • ناتوانی در آمیزش جنسی در مردان.
  • ایجاد مشکل در ارتباط با صحبت کردن.

علل بیماری ام اس

این بیماری یک اختلال خود ایمنی در بدن انسان است. این شرایط به معنی این است که سلول های سیستم ایمنی بدن که بطور عادی به باکتری ها، ویروس ها، و سایر موارد مانند آن حمله می کنند، در این بیماری به خود بدن فرد حمله می نمایند. هنگامی که بیماری فعال شود، بخش هایی از سیستم ایمنی که عمدتاً به آنها سلول های T گفته می شود، به غلاف میلین عصب که فیبرهای عصبی در مغز و ستون فقرات را در بر گرفته، حمله می کنند. این شرایط باعث ایجاد لکه های التهاب کوچک و آسیب دیدگی بر روی این غلاف می شود.

احتمالاً عوامل مشخص باعث فعال شدن سیستم ایمنی و عملکرد آن بطور نادرست می شود. یک تئوری مطرح شده در این رابطه به وجود عامل ویروسی یا سایر فاکتورهای محیطی اشاره داد. این فاکتورها می توانند بر وضعیت بعضی افراد که سیستم ایمنی آنها دارای شرایط ژنتیک خاص است، تاثیر گذاشته و باعث ابتلا به این بیماری شوند.

با ابتلا به بیماری، التهاب ایجاد شده اطراف پوسته یا غشای عصب باعث می شود فیبرهای عصبی آسیب دیده نتوانند عملکرد مناسب خود را انجام دهند و به این ترتیب علائم بیماری پیشرفت می کند. هنگامی که التهاب ایجاد شده در این پوسته توسط بدن شناسایی شود، غلاف میلین آسیب دیده ممکن است توسط بدن ترمیم شده و بهبود پیدا کند. به این ترتیب فیبرهای عصبی فعالیت خود را مجدداً آغاز می نمایند.

به هر حال، التهاب یا آسیب دیدگی مجدد می تواند جراحت های کوچک (اسکلروز) در غشای میلین ایجاد نماید و بطور دائمی باعث وارد شدن آسیب به فیبرهای عصبی شود. در بعضی افراد مبتلا به این بیماری، چند ناحیه کوچک از جراحت در مغز و ستون فقرات ایجاد می شود. این جراحت ها بعضی مواقع پلاک نامیده می شوند.

چگونگی پیشرفت بیماری

سه الگوی عمومی را می توان در افراد مبتلا به این بیماری به شرح زیر مشاهده کرد:

  • علائم عود کننده و بهبود یابنده: در این حالت می توان دوره هایی را مشاهده کرده که علائم بیماری عود می کنند (زمانی که علائم به یکباره تشدید می شوند) و به دنبال آن علائم بهبود می یابند (دوره های ریکاوری). بین موارد عود بیماری، معمولاً شرایط بیمار با ثبات است و وضعیت وی بدتر نمی شود. این نوع از علائم در اکثر موارد هنگام شروع ابتلا به بیماری مشاهده می شود. حدود نیمی از افراد بیمار که با این حالت از بیماری مواجه می شوند، به تدریج به مرحله دوم پیشرفت بیماری (که در ادامه توضیح داده شده) با گذشت زمان وارد می شوند.
  • پیشرفت اولیه بیماری: در این حالت علائم بیماری به تدریج تشدید شده و ادامه پیدا می کنند. به این ترتیب دیگر نمی توان دوره های بهبود یا ریکاوری را در وضعیت بیمار مشاهده کرد.
  • پیشرفت ثانویه بیماری: بعضی افراد که در ابتدا با علائم عود کننده و بهبود یابنده بیماری مواجه بوده اند، به تدریج با از بین رفتن عملکرد عصبی بدن روبرو می شوند. این شرایط می تواند همراه با تشدید علائم یا بدون آن باشد. در صورتی که بیماری در این شرایط  عود داشته باشد، در اصطلاح به آن نوع «پیش رونده عود کننده» گفته می شود.

 راه های تشخیص

تقریباً تمام علائم این بیماری را می توان در بیماری های دیگر نیز مشاهده کرد. به همین خاطر گاهی اوقات اطمینان از ابتلا به این بیماری (در زمان عود اولیه آن) دشوار است. در نتیجه تشخیص قطعی ابتلا به بیماری اغلب تا زمانی که دو مورد حمله یا بیشتر انجام نشود، امکان پذیر نیست.

بعضی از آزمایش ها می تواند در تشخیص ابتلا به بیماری مفید بوده و ابتلای احتمالی به بیماری را نشان دهند، یا احتمالاً دلیل مشاهده علائم در بیمار را مشخص نمایند. این آزمایش ها شامل اسکن ام آر آی ، پونکسیون کمری یا نخاعی (شامل نمونه بردای از مایع مغزی نخاعی در ستون فقرات)، و نیز آزمایش پتانسیل فرا خوانده (که در آن الکترودها آهسته شده اند یا وجود هر گونه الگوی غیر عادی در پالس های الکتریکی اعصاب خاص در سیستم مغزی نخاعی را کنترل می کنند) هستند.

روش های درمان

در حال حاضر، با وجودی که هیچ درمان مشخصی برای این بیماری وجود ندارد، می توان برخی از علائم بیماری را از طریق روش های درمانی خاص کاهش داد. این درمان ها بطور کلی به چهار دسته زیر طبقه بندی می شوند:

  • مصرف دارو با هدف تغییر فرآیند بیماری
  • استفاده از داروی استروئید به منظور کاهش موارد عود بیماری
  • مصرف سایر داروها به منظور کاهش علائم بیماری
  • فیزیوتراپی به منظور حداقل کردن نتایج ناشی از بیماری
  • روش های درمانی جدید برای تحریک سلول های مغزی همچون مگنت تراپی و تحریک مغناطیسی مغز

دارو درمانی

داروهای مورد استفاده برای این بیماری داروهای تعدیل کننده سیستم ایمنی نامیده می شوند. این داروها به دو شکل اینترفرون بتا 1a (آونکس و ربیف) و اینترفرون بتا 1b (بتافرون)، گلاتیرامر (کوپاکسون)، ناتالیزوماب (تیسابری) و فینگولیمود (جیلنیا) موجود هستند. این داروها نمی توانند بیماری را درمان کنند و نیز برای همه افراد مبتلا به این بیماری مناسب نیستند. ناتالیزوماب درمان جدید تر برای بیمارانی است که علائم بیماری آنها پیشرفته تر و بیماری آنها فعال تر است. فینگولیمود و دیمتیل فومارات تنها قرص هایی هستند که برای این بیماری مصرف می شوند. تمام داروهای دیگر این بیماری می بایست به بیمار تزریق شوند.

استروئیدها ( کورتیکواستروئید)

داروی استروئید اغلب در مواردی که عود بیماری باعث ناتوانی فرد می شود، برای بیمار تجویز می گردد. دوز بالای این دارو معمولاً در چند روز اول برای بیمار استفاده می شود. گاهی اوقات برای این کار از قرص های استروئید و گاهی مواقع از تزریق دارو داخل رگ می توان بهره گرفت. این دارو می تواند التهاب ایجاد شده در سیستم عصبی را کاهش دهد. یک دوره درمان با استروئید معمولاً می تواند دوره عود بیماری را کوتاه نماید. این شرایط به معنی اینست که در صورت عدم استفاده از این دارو، علائم بیماری با سرعت بیشتر در هنگام حمله ایجاد می شوند.

سایر درمان ها

با توجه به علائم ایجاد شده در بیمار، می توان از سایر روش های درمانی تجویز شده توسط پزشک برای بهبود این علائم استفاده کرد. برای مثال این درمان ها به شرح زیر هستند:

  • داروهای ضد اسپاسم برای کاهش اسپاسم عضلانی
  • داروهای مسکن که گاهی اوقات بیمار نیاز به مصرف آنها پیدا می کند. این داروها شامل انواع خاص داروهای مسکن هستند که می توانند درد نوروپاتیک بیمار را بهبود بخشند.
  • داروهایی که می تواند به درمان برخی مشکلات دفع ادرار در افراد مبتلا به این بیماری کمک نمایند.
  • داروهای ضد افسردگی که گاهی اوقات در صورت ابتلا به افسردگی برای بیمار تجویز می شوند.
  • داروهایی که می تواند به مشکل آمیزش جنسی در مردان کمک موثر نماید.

فیزیوتراپی

[alert type=”custom” close=”false” icon=”fa fa-hand-o-left” color=”#000000″ background_color=”#01bc9f”]فیزیوتراپی می تواند برای طراحی تمرین های حرکتی جهت رفع نیازهای خاص بیمار و باز گرداندن توانایی وی موثر باشد. در این حالت متخصص فیزیوتراپی می تواند انجام ورزش هایی را به بیمار توصیه نماید که در آنها تمرکز بر نواحی خاص بدن و کمک به بیمار جهت کنترل عوارض خاص بیماری می باشد.[/alert]

فیزیوتراپی می تواند بسیاری از علائم این بیماری را کاهش داده و به بهبود بیمار کمک موثر نماید. این روش ها می توانند نقش موثر در موارد زیر داشته باشند:

  • مشکلات حفظ تعادل بدن
  • مشکلات حرکتی بدن
  • احساس خستگی
  • انتخاب تمرین های روزمره مناسب برای بهبود وضعیت بیمار
  • تسکین درد
  • بهبود ضعف
  • آموزش روش های ذخیره کردن انرژی
  • یادگیری روش های بهتر حرکت و انجام فعالیت های روزمره

در این حالت بیمار ممکن است فیزیوتراپی را بلافاصله پس از تشخیص بیماری شروع کرده و سپس جلسات فیزیوتراپی را در مواقع لازم دنبال کند. در اولین ملاقات، فیزیوتراپ با بیمار درباره علائم وی صحبت کرده و وضعیت انجام فعالیت های مختلف توسط وی را بررسی می نماید. در ادامه فیزیوتراپ می تواند با توجه به شرایط بیمار تمرین های مناسب را برای وی تجویز کرده و نحوه انجام این تمرین ها در خانه را به بیمار آموزش دهد.

در جلسات بعدی فیزیوتراپی موارد زیر به بیمار آموزش داده می شود:

  • تمرین های کششی به منظور پیش گیری یا کاهش اسپاسم عضلات
  • انجام حرکت های تقویت عضلات
  • تمرین های دامنه حرکتی همچون تقویت و خم کردن دست ها و پاها
  • نکات لازم توجه به منظور جلوگیری از زمین خوردن

فیزیوتراپ همچنین می تواند برای بیمار یک برنامه بدن سازی تجویز کند که برای تقویت عضلات و اهداف درمانی وی مناسب باشد. اکثر متخصصان فیزیوتراپی می توانند از جلسات درمانی بیشتر به منظور کمک به بیمار در راستای دستیابی به اهداف مورد نظر همچون غلبه بر مشکل کشیده شدن پا بر روی زمین که می تواند قدم زدن بیمار را آهسته و دشوار نماید، استفاده نمایند.

مگنت تراپی

مگنت تراپی یک روش درمان بی خطر و غیر تهاجمی است که در آن از میدان های مغناطیسی برای اهداف درمانی استفاده می شود. در مگنت تراپی از سیگنال های مغناطیسی برای تاثیرگذاری بر سلول های آسیب دیده و تحریک ترمیم مجدد آنها استفاده می شود.

با توجه به اینکه همه مولکول ها، سلول ها و اندام ها از خود امواج مغناطیسی آزاد می کنند و به همین خاطر به میدان های مغناطیسی حساس هستند، این روش درمانی می تواند بر ماهیت الکترو مغناطیسی اجزای بدن تاثیر گذارد. به این ترتیب میدان های مغناطیسی می توانند بر بسیاری از فرآیندهای شیمیایی و فیزیولوژیک بدن تاثیر گذاشته و آنها را بهبود بخشند.

قدرت میدان مغناطیسی بطور معمول با اصطلاح «گوس» یا «تسلا» توصیف می شود. یک تسلا برابر با 10،000 گوس است. مگنت تراپی در اکثر مواقع در دامنه 200 تا 10،000 گوس بر روی بیمار انجام می شود. مطالعات انجام شده در این حوزه نشان می دهند پالس های میدان الکترو مغناطیسی می توانند برخی از علائم بیماری ام اس همچون خستگی، مشکلات ادراکی، مشکلات دفع ادرار، درد، مشکلات راه رفتن، و بطور خاص تشنج را بهبود بخشند.

 

[alert type=”custom” close=”false” icon=”fa fa-hand-o-left” color=”#000000″ background_color=”#01bc9f”]مطالعات انجام شده نشان می دهند پالس های حوزه الکترو مغناطیسی هر چند بیماری ام اس را درمان نمی کنند، با این وجود می توانند برخی از علائم بیماری ام اس را بهبود بخشند. به این ترتیب، مگنت تراپی می تواند کیفیت زندگی فرد را بدون عوارض جانبی معمول در سایر روش های درمانی همچون مصرف دارو، بهبود بخشد..[/alert]

تحریک مغناطیسی مغز

تحریک مغناطیسی مغز  یک شکل از روش های درمانی تحریک مغزی است. در این روش از پالس های مغناطیسی به جای الکتریسیته به منظور فعال کردن بخش های مختلف مغز استفاده می شود. این روش درمانی عمدتاً برای بیمارانی استفاده می شود که در نتیجه بیماری دچار افسردگی حاد شده و به داروهای ضد افسردگی واکنش مناسب نشان نمی دهند. این روش بطور بالقوه می تواند باعث کاهش خستگی و افسردگی در بیماران مبتلا به ام اس شود. در طول درمان، پزشک یک ابزار الکترو مغناطیسی در برابر پیشانی بیمار قرار می دهد. این ابزار می تواند پالس های مغناطیسی را به نواحی هدف در مغز هدایت کند. انجام این کار می تواند تحریک الکتریکی در سلول های عصبی خاص را به همراه داشته باشد. بطور معمول یک جلسه تحریک مغناطیسی مغز به کمتر از یک ساعت زمان نیاز دارد.


ضربه-مغزی-min.jpg
سپتامبر 2, 2015

ضربه مغزی یک نوع آسیب وارد شده به سر در نتیجه برخورد جسم سخت با سر یا بدن، زمین خوردن، یا سایر صدمه هایی است که باعث تکان خوردن یا لرزش مغز در داخل جمجمه می شود. هر چند در این شرایط ممکن است بریدگی یا کبودی در ناحیه سر یا صورت ایجاد شود، اما این مشکل می تواند هیچگونه عوارض و علائم و نشانه های آشکار در بدن فرد آسیب دیده ایجاد نکند، همچنین با انسداد خون در مغز میتواند باعث بروز عوارض سکته مغزی گردد.

هنگام ضربه به سر ، الزاماً بیمار بی هوش نمی شود، در این حالت بعضی افراد با علائم آشکار در ارتباط با ضربه مغزی مواجه می شوند که برای مثال در این رابطه می توان از بی هوشی یا فراموش کردن آنچه در هنگام وارد شدن آسیب ایجاد شده نام برد. اما این علائم در هنگام ضربه مغزی همیشه ایجاد نمی شود. با استراحت کردن، اکثر افراد می توانند بطور کامل بهبود پیدا کنند، بعضی افراد با گذشت چند ساعت بهبود پیدا می کنند، در حالی که سایر افراد ممکن است برای چند هفته به ریکاوری نیاز داشته باشند. مهم است که بدانید پس از ضربه مغزی حساسیت مغز به آسیب افزایش پیدا می کند. بنابراین در طول دوره ریکاوری، از انجام فعالیت هایی که می تواند دوباره به سر شما آسیب وارد کرده و سر را در معرض خطر قرار دهد، خودداری نمایید.

در موارد نادر، ضربه مغزی می تواند باعث ایجاد مشکلات جدی تر برای بیمار شود. تکرار این شرایط یا شدید بودن آسیب می تواند باعث مشکلات بلند مدت در ارتباط با حرکت، یادگیری، یا صحبت کردن شود. به خاطر احتمال به نسبت کم مشاهده مشکلات جدی در ارتباط با ضربه مغزی، مهم است در صورت مشاهده علائم غیر عادی با یک پزشک تماس بگیرید.

علائم و نشانه ها

تشخیص ایجاد مشکل ضربه مغزی برای یک فرد ساده نیست. در این شرایط الزاماً فرد دچار بی هوشی (از دست دادن هوشیاری) نمی شود. علائم ضربه مغزی می توانند مختلف بوده و از سطح خفیف تا سطح شدید را شامل شوند. این علائم همچنین می توانند برای چند ساعت، چند روز، چند هفته، یا حتی چند ماه وجود داشته باشند. در صورتی که شما با هر یک از علائم ضربه مغزی مواجه شدید، با پزشک در این رابطه تماس بگیرید. علائم ضربه مغزی به چهار دسته کلی تقسیم بندی می شوند:

قدرت تفکر و به خاطر آوردن

  • از دست دادن قدرت تفکر
  • احساس کم کاری مغز
  • عدم امکان تمرکز کردن
  • عدم امکان به یاد آوردن خاطرت جدید

فیزیکی

  • تهوع و استفراغ
  • سر درد
  • تاری دید یا بینایی غیر عادی
  • گیجی
  • حساسیت به نور یا صدا
  • مشکلات حفظ تعادل
  • احساس خستگی یا بی انرژی بودن

احساسی و رفتاری

  • آشفتگی یا عصبانی شدن سریع
  • ناراحتی
  • عصبی یا نگران بودن
  • احساساتی شدن

خواب

  • خوابیدن بیشتر از حالت عادی
  • خوابیدن کمتر از حالت عادی
  • ناراحتی در زمان خوابیدن

کودکان نیز می توانند علائم مشابه در مقایسه با افراد بزرگسال در هنگام وارد شدن ضربه مغزی داشته باشند. اما گاهی اوقات تشخیص وارد شدن ضربه مغزی برای کودکان دشوار است. کودکان نیز ممکن است در این رابطه با علائم زیر مواجه شوند:

  • گریه کردن بیش از حد عادی
  • سر دردی که بر طرف نمی شود
  • تغییر در نحوه بازی کردن یا رفتار کودک
  • تغییر در الگوی غذا خوردن یا خوابیدن کودک
  • ناراحتی سریع یا کج خلقی بیشتر
  • روحیه نامطلوب
  • بی علاقه بودن به فعالیت های عادی یا اسباب بازی های دلخواه
  • فراموش کردن مهارت های جدید همچون دستشویی رفتن
  • عدم امکان حفظ تعادل یا ایجاد مشکل در راه رفتن
  • بی توجهی کودک به محیط اطراف

ضربه مغزی در افراد مسن می تواند خطرناک باشد. دلیل این شرایط به خاطر این است که این افراد در نتیجه ضربه مغزی اغلب مسیر مورد نظر خود را گم می کنند. به همین خاطر در صورتی که با زمین خوردن افراد مسن مواجه شدید، علائم ضربه مغزی را در آنها کنترل نمایید. علائم ایجاد مشکلات جدید در این حالت شامل سر دردی است که با گذشت زمان تشدید می شود یا با افزایش گیجی فرد همراه است. گاهی اوقات هر دو این موارد به همراه یکدیگر در فرد مشاهده می شود. در صورتی که با این علائم در فرد مورد نظر مواجه شدید، بلافاصله برای بررسی وضعیت وی به مطب پزشک مراجعه کنید. همچنین اگر شما از یک فرد مسن که داروهای رقیق کننده خون همچون وارفارین استفاده می کند، مراقبت می نمایید و فرد مورد نظر زمین خورد، لازم است بلافاصله فرد را حتی در صورتی که علائم ضربه مغزی در وی مشاهده نمی شود، به مطب پزشک برسانید.

گاهی اوقات پس از ضربه مغزی ممکن است متوجه شوید عملکرد شما به خوبی شرایط قبل از آسیب دیدگی نیست. در اصطلاح به این مشکل سندرم پس از ضربه مغزی گفته می شود. در این شرایط ممکن است علائم بیشتر در بیمار مشاهده شده یا ناراحتی به خاطر آسیب وارد شده ادامه داشته باشد. برای مثال در این رابطه می توان علائم زیر را مشاهده کرد:

  • تغییر در توانایی تفکر، تمرکز، یا به خاطر آوردن
  • سر درد یا تاری دید
  • تغییر در الگوی خواب همچون ایجاد مشکل کم خوابی یا خوابیدن بیش از اندازه
  • تغییر در شخصیت همچون عصبانی شدن یا تشویش بدون علت مشخص
  • بی علاقگی به فعالیت های عادی
  • تغییر در محرک جنسی
  • گیجی، سبک سری، یا بی ثباتی که می تواند در نشستن یا راه رفتن فرد مشکل ایجاد کند

در صورتی که با علائم سندرم پس از ضربه مغزی مواجه شدید، با پزشک خود در این رابطه تماس بگیرید.

علت ها و دلایل

مغز انسان یک اندام نرم است که با مایع مغزی نخاعی مخصوصی پوشانده شده و توسط بخش سخت جمجمه حفاظت می شود. در حالت عادی، مایع اطراف مغز به صورت یک بالش عمل کرده و از برخورد مغز به جمجمه جلوگیری می نماید. اما اگر به سر یا بدن شما ضربه شدید وارد شود، مغز ممکن است به جمجمه برخورد کرده و دچار آسیب شود.

شرایط متعدد و مختلف می توانند باعث ایجاد ضربه مغزی شوند. بعضی از این شرایط شامل دعوا کردن، زمین خوردن، آسیب های ورزشی، برخورد با اتومبیل، و تصادف با دوچرخه و موتور سیکلت است. ضربه مغزی همچنین می تواند در هنگام انجام فعالیت های ورزشی همچون فوتبال، بوکس، هاکی، فوتبال، اسکی یا اسنو بورد ایجاد شود.

 تشخیص

همه افرادی که دچار ضربه مغزی برای درمان ضربه به سر ، لازم است با پزشک ملاقات نمایند. در صورتی که پزشک تشخیص دهد این مشکل برای شما ایجاد شده، درباره نحوه ایجاد آسیب دیدگی از شما سوالات مشخصی را خواهد پرسید. برای مثال پزشک درباره توانایی توجه کردن و یادگیری و نیز به یاد آوردن خاطرات از شما سوال خواهد کرد. علاوه بر این پزشک ممکن است سرعت پاسخ به سوالات مختلف توسط بیمار را بررسی نماید. پزشک به شما اشیا خاص نشان داده و سپس آنها را پنهان کند و از شما بخواهد آنها را به خاطر آورید. سپس پزشک وضعیت قدرت، تعادل، هماهنگی، واکنش، و احساس بیمار را بررسی خواهد کرد.

امروزه آزمایش های عصب روان شناختی بطور گسترده پس از ضربه مغزی برای بیمار استفاده می شوند. این آزمایش ها فقط یکی از روش های متعددی است که توسط پزشک برای بررسی قدرت تفکر و به یاد آوردن پس از ضربه مغزی استفاده می شود. این آزمایش ها همچنین می تواند ایجاد تغییر در احساس یا خلق و خوی فرد بیمار پس از ضربه مغزی را مشخص نماید. گاهی اوقات پزشک از روش های تصویر برداری همچون آزمایش سی تی اسکن یا اسکن ام آر آی (MRI) به منظور اطمینان از عدم ایجاد کبودی یا خون ریزی در مغز استفاده می کند.

راه ها و روش های درمان

  • در زمان ایجاد آسیب: بلافاصله پس از ایجاد ضربه مغزی لازم است برای درمان ضربه مغزی  با پزشک ملاقات شود. گاهی اوقات در این شرایط بیمار برای بررسی وضعیت در بیمارستان بستری خواهد شد و در سایر موارد، افراد می توانند بدون نگرانی به خانه باز گردند. به هر حال، لازم است وضعیت افرادی که به خانه باز می گردند از نزدیک در ارتباط با علائم هشدار دهنده و ایجاد تغییر در الگوی رفتاری تحت نظارت قرار گیرد.
  • در روزها یا هفته های بعد: بعضی افراد در طول چند ساعت حالت عادی خود را به دست آورده و می توانند به خانه باز گردند. با این وجود، بعضی از علائم مشکل می تواند برای هفته ها یا ماه ها پس از آسیب دیدگی دوام و ماندگاری داشته باشند. در این حالت مهم است که بیمار به خود برای بهتر شدن و بازگشت تدریجی به فعالیت های عادی زمان بدهد. اگر علائم مشکل با انجام فعالیت های روزانه ایجاد شد، فعالیت را متوقف کرده و برای یک روز استراحت کند. این شرایط نشان می دهد که شما به بدن خود بیش از حد فشار وارد می کنید. علاوه بر این در صورتی که با عدم بهبود علائم مشکل یا با تشدید این علائم به جای بهتر شدن آنها برخورد کردید، لازم است با پزشک در این رابطه تماس بگیرید.

توجه داشته باشید که استراحت بهترین روش برای ریکاوری بعد از ضربه مغزی است. در این شرایط لازم است به بدن و مغز خود استراحت دهید، به مقدار کافی در طول شب بخوابید، و در طول روز فعالیت های شدید و سخت انجام ندهید.

فیزیوتراپی

با توجه به اینکه استراحت کردن مهمترین بخش ریکاوری پس از ضربه مغزی است، چرا لازم است در این رابطه از درمان های فیزیوتراپی استفاده شود؟ در پاسخ به این سوال باید گفت با وجودی که استراحت اولین مرحله مهم در بهبود بیمار می باشد، استراحت بیش از حد یا کمتر از حد لازم می تواند تاثیرات منفی از نظر فیزیکی، احساسی و ذهنی برای بیمار داشته باشد. در حقیقت این شرایط می تواند ریکاوری بیمار را با تاخیر مواجه نماید.

بازگشت به فعالیت های عادی شامل بازگشت کامل و بی خطر به فعالیت های ورزشی و شغلی همواره پس از ضربه مغزی ساده نیست. هر ضربه مغزی دارای شرایط منحصر به فرد است و فیزیوتراپ می تواند ویژگی های خاص ضربه مغزی را تشخیص دهد. در این حالت نه تنها فیزیوتراپی علائم مشکل را درمان می کند، بلکه علاوه بر این یک قدم به جلو برداشته و مطمئن می شود سیستم وستیبولار و تعادل بدن و نیز عملکرد ادراکی مغز نیز به حالت عادی باز گشته و از شرایط مورد انتظار برخوردار است.

[alert type=”custom” close=”false” icon=”fa fa-hand-o-left” color=”#000000″ background_color=”#01bc9f”]تمام درمان های فیزیوتراپی به صورت مجزا با کمک یک متخصص فیزیوتراپی و در طول مدت 45 دقیقه انجام می شود. تمام این روش های درمانی به صورت شخصی هستند و با توجه به سطح تحمل فرد بیمار تعیین می شوند.در برنامه های فیزیوتراپی تاکید اصلی بر برنامه های حرکتی خانگی است. در این حالت آموزش بیمار نقش اساسی در برنامه توانبخشی وی دارد. تمرین های حرکتی تجویز شده برای بیمار به تدریج و به صورت مداوم پیشرفت می کند تا به این ترتیب بازگشت کامل بیمار به سطح فعالیت های عادی امکان پذیر شود.بعضی از تکنیک های درمانی می تواند شامل استفاده از روش های درمان دستی برای مشکلات مربوط به درد در ناحیه سر و گردن بیمار باشد. در این حالت می توان از تکنیک های کنترل درد برای کاهش علائم مشکل استفاده کرد. به هر حال توجه داشته باشید که هدف از فیزیوتراپی کمک به بیمار جهت بازگشت به فعالیت های ورزشی، درسی، کاری، و زندگی اجتماعی است.[/alert]

فیزیوتراپی می تواند بسیاری از مشکلات ایجاد شده در نتیجه ضربه مغزی را کاهش داده و درمان کند. به خاطر اینکه هیچ دو مورد ضربه مغزی با یکدیگر مشابه نیستند، متخصص فیزیوتراپی وضعیت علائم و نیز محدودیت های ایجاد شده برای هر بیمار را به طور جداگانه ارزیابی می کند. در ادامه با توجه به بررسی های انجام شده برای بیمار یک برنامه درمانی مشخص طراحی می شود. دو روش درمان اصلی مورد استفاده در این حالت به شرح زیر هستند:

  • کمک به رفع گیجی و بهبود وضعیت تعادل بدن: اگر شما با گیجی یا مشکلات مربوط به تعادل بدن در ارتباط با ضربه مغزی مواجه شدید، فیزیوتراپی وستيبولار، به رفع مشکل کمک موثر می نماید. سیستم وستيبولار که ناحیه داخل گوش و شبکه های ارتباطی آن با مغز را در بر می گیرد، مسئول انتقال احساس حرکت سر به مغز، متمرکز کردن چشم ها در زمان حرکت سر، و کمک به حفظ تعادل بدن می باشد. به این ترتیب متخصص فیزیوتراپی می تواند از تمرین های حرکتی و آموزش های خاص به منظور کاهش یا درمان گیجی و نیز بهبود وضعیت تعادل و ثبات بدن استفاده نماید.
  • کاهش سر درد: متخصص فیزیوتراپی می تواند وضعیت مشکلات گردن را پس از ضربه مغزی بررسی نماید. در این حالت آسیب های وارد شده به گردن می تواند باعث ایجاد سر درد شده و در نتیجه آن بیمار با مقداری گیجی مواجه می شود. فیزیوتراپ همچنین می تواند وضعیت کمر شما را برای آسیب های احتمالی وارد شده به ستون فقرات مورد بررسی قرار دهد. با بهبود علائم ناشی از ضربه مغزی، فیزیوتراپ به بیمار کمک می کند فعالیت های عادی خود را به تدریج به نحوی شروع نماید که از وارد کردن فشار بیش از حد به مغز و سیستم عصبی که در نتیجه ضربه مغزی آسیب دیده، خودداری شود. در این زمان لازم است بیمار تمام نکات و توصیه های ارائه شده توسط فرد معالج را به دقت دنبال کند تا به این ترتیب بتواند به بالاترین سطح ریکاوری در کوتاه ترین زمان ممکن برسد.

سکته-مغزی-min.jpg
آگوست 28, 2015

سکته مغزی باعث وارد شدن آسیب به مغز می شود. یکی از دلایل معمول سکته مغزی لخته شدن خون در یک رگ مغز است (شریان). درمان فوری بیمار در این حالت می تواند شامل استفاده از داروهای ضد لخته برای تجزیه لخته خونی تشکیل شده باشد. سایر درمان های موجود در این حوزه برای کاهش ریسک سکته های مجدد است. علاوه بر این، توانبخشی یک قسمت مهم از برنامه های درمانی بیمارانی است که دچار سکته مغزی شده اند. توجه داشته باشید که ناتوانی ایجاد شده به علت سکته مغزی بستگی به فاکتورهای متعدد همچون بخش آسیب دیده مغز، سرعت ارائه خدمات درمانی به بیمار، و میزان آسیب وارد شده به مغز دارد. در صورتی که با افراد مشکوک به سکته مغزی مواجه شدید، بلافاصله با مراکز اورژانس برای ارسال آمبولانس تماس بگیرید.

سکته مغزی چیست و دلایل آن

سکته مغزی به معنی این است که عرضه خون به یک بخش مغز به صورت یکباره قطع شده است. سلول های مغزی نیاز به عرضه مداوم اکسیژن از طریق خون دارند. در مدت کوتاهی پس از قطع فرآیند خون رسانی سلول های هدف، آسیب دیده یا می میرند. سکته مغزی گاهی اوقات حمله مغزی نیز نامیده می شود.

خون رسانی به مغز عمدتاً از طریق چهار رگ اصلی (شریان) انجام می شود که عبارت از شریان کاروتید راست و چپ و شریان های ورتبروبازیلر راست و چپ است. این شریان ها در ادامه به بسیاری رگ های کوچکتر تقسیم می شوند و وظیفه خون رسانی به تمام نقاط مغز را انجام می دهند. در هنگام سکته مغزی نواحی خاصی از مغز آسیب می بیند و شدت این آسیب دیدگی بطور خاص بستگی به شریان خونی تاثیرگذار بر ایجاد مشکل دارد.

برای مثال، اگر خون رسانی در یک شریان اصلی مغز دچار اشکال شود، یک ناحیه بزرگ از مغز تحت تاثیر این مشکل قرار می گیرد و این شرایط می تواند علائم شدید یا مرگ بیمار را به همراه داشته باشد. در مقابل، اگر خون رسانی در یک شریان کوچک دچار اشکال شود، فقط یک ناحیه کوچک مغز آسیب می بیند و این شرایط علائم بسیار کمتری را برای بیمار به همراه دارد.

سکته مغزی ایسکمیک در نتیجه تشکیل لخته خونی

اصطلاح ایسکمیک به معنی کاهش فرآیند عرضه خون و اکسیژن به یک بخش از بدن است. این شرایط معمولاً در نتیجه تشکیل یک لخته خونی در رگ ها ایجاد می شود و باعث متوقف شدن فرآیند خون رسانی در بدن می گردد. این شرایط را می توان در 7 مورد از هر 10 مورد سکته مغزی مشاهده کرد. در ارتباط با این مسئله می بایست به نکات زیر توجه داشت:

  • لخته خون ایجاد شده در نتیجه تجمع مواد چربی به نام آتروم در شریان است. گاهی اوقات به آتروم بسته شدن یا انسداد شریان نیز گفته می شود. در بسیاری از افراد مس، به طور معمول مقدار کمی آتروم در داخل شریان ایجاد می شود اما اگر توده آتروم ضخیم شود، می تواند تشکیل لخته خونی را برای فرد به همراه داشته باشد.
  • در بعضی موارد، تشکیل لخته خونی در سایر نقاط بدن و حرکت آن از طریق جریان خون باعث ایجاد مشکل می شود که در اصطلاح به آن آمبولی می گویند. رایج ترین مثال، لخته خونی تشکیل شده در حفره قلب در نتیجه جریان غیر عادی و متلاطم خون است. این مشکل معمولاً در شرایطی به نام فیبریلاسیون دهلیزی ایجاد می شود. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید بخش فیبریلاسیون دهلیزی را مطالعه نمایید. در ادامه لخته خونی از طریق جریان خون منتقل می شود و در نهایت ممکن است در شریان مغزی گیر کند.
  • توجه داشته باشید که برای سکته مغزی ایسمکمیک دلایل نادر دیگر نیز وجود دارد.

سکته مغزی هموراژیک در نتیجه خون ریزی

آسیب دیدگی یا ضعیف شدن شریان می تواند باعث پاره شدن رگ و خون ریزی شود. در این رابطه می توان به نکات زیر توجه کرد:

  • هموراژیک داخل مغز زمانی ایجاد می شود که رگ های خونی داخل مغز پاره شوند. در ادامه خون در بافت های مغزی مجاور پخش می شود. این شرایط می تواند بر سلول های مغزی تاثیر گذاشته و در تامین اکسیژن مورد نیاز آنها اختلال ایجاد کند. به این ترتیب سلول های مغزی آسیب دیده یا می میرند. این شرایط در 1 مورد از هر 10 مورد سکته مغزی مشاهده می شود.
  • هموراژیک ساب آرکنوئید (زیر عنکبوتیه) زمانی ایجاد می شود که رگ های خونی در فضای ساب آرکنوئید متلاشی و پاره شوند. ساب آرکنوئید یک فضای محدود بین مغز و جمجمه است. این فضا در حالت عادی با مایعی به نام مایع مغزی نخاعی پر شده است. در حدود 1 مورد از هر 20 مورد سکته مغزی به خاطر هموراژیک ساب آرکنوئید است.

علائم و نشانه ها

عملکرد بخش های مختلف بدن با بخش های مختلف مغز کنترل می شود. بنابراین، علائم سکته مغزی بستگی خاص به بخشی آسیب دیده مغز و اندازه ناحیه آسیب دیده دارد. علائم مشکل در این حالت به صورت یکباره ایجاد شده و معمولاً شامل یک یا چند مورد از علائم زیر می باشد:

  • ضعف در دست، پا، یا هر دوی آنها. این ضعف می تواند از فلج کامل در یک طرف بدن تا از دست دادن خفیف حرکت های یک دست را در بر گیرد.
  • ضعف و حالت غیر عادی عضلات در یک طرف صورت. این شرایط معمولاً می تواند باعث ریزش بزاق از دهان شود.
  • ایجاد مشکل در ارتباط با حفظ تعادل، هماهنگی اعضا، وضعیت بینایی، صحبت کردن، ارتباط بر قرار کردن با دیگران یا بلعیدن غذا.
  • گیجی یا بی ثباتی.
  • بی حسی در یک عضو بدن.
  • سر درد.
  • از دست دادن هوشیاری (در مواردی که مشکل شدید باشد).

تاثیرات بلند مدت سکته مغزی چه هستند؟

نوع و مقدار ناتوانی ایجاد شده در نتیجه سکته مغزی در بین افراد مختلف به شدت متفاوت می باشد. این شرایط بستگی به مقدار آسیب وارد شده به مغز دارد. انواع مشکلاتی که ممکن است در این حالت مشاهده شود شامل یک یا چند مورد از مشکلات زیر است:

  • ضعف در یک طرف بدن
  • مشکل در حفظ تعادل و هماهنگی اعضای بدن
  • مشکلات بلع
  • مشکلات صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران
  • ایجاد مشکل در وضعیت بینایی
  • ایجاد مشکل در فرآیندهای مغزی. برای مثال، مشکلات یادگیری، تمرکز، به خاطر آوردن و سایر موارد مانند آن.
  • خستگی

موارد فوق تنها چند مثال از مشکلاتی است که ممکن است بعد از سکته مغزی برای فرد ایجاد شود. به این ترتیب با توجه به اینکه شرایط هر سکته مغزی متفاوت از سایر سکته های مغزی است، لازم است مشکلات و مسائل ایجاد شده برای هر فرد به صورت مجزا ارزیابی شده و مورد بررسی قرار گیرد.

درمان ها و مراقبت های مفید

در صورتی که مشکوک به سکته مغزی برای خود یا یک فرد دیگر هستید، با مرکز اورژانس بلافاصله تماس بگیرید. در این حالت می بایست فرد بلافاصله به بیمارستان منتقل شود.

مراقبت های فوری

در حالت ایده آل، فرد می بایست به سرعت تحت نظارت پزشک قرار گیرد. معمولاً، در این حالت اسکن مغزی در اسرع وقت بر روی بیمار انجام می شود. هدف از انجام این اسکن تایید تشخیص انجام شده و اظهار نظر درباره سکته مغزی ایسکمیک یا هموراژیک است.

در صورتی که پزشک تشخیص دهد فرد بیمار سکته مغزی ایسکمیک داشته است و کمتر از چهار و نیم ساعت از شروع علائم وی گذشته باشد، احتمالاً از تزریق مستقیم داروی آلتپلاز به رگ برای وی استفاده می شود. این دارو می تواند لخته را از بین برده و مشکل بیمار را بر طرف نماید.

روش های درمان اولیه

یک برنامه برای استفاده از سایر روش های درمانی می بایست در اسرع وقت برای بیمار آغاز شود. این درمان ها باید با توجه به نیازهای خاص بیمار انتخاب شوند. برنامه درمانی در این حالت بستگی به فاکتورهایی مثل شدت سکته مغزی، تاثیرات ناشی از آن، دلیل سکته مغزی، و سایر بیماری هایی است که ممکن است فرد به آنها مبتلا باشد. بطور کلی درمانی هایی که ممکن است در این حالت مورد استفاده قرار گیرند، به شرح زیر می باشند:

مصرف داروهای آنتی پلاکت. پلاکت ها ذرات ریزی در خون هستند که به لخته شدن آن کمک می کنند. داروهای ضد پلاکت معمولاً در صورتی تجویز می شوند که بیمار دچار سکته مغزی ایسکمیک (به خاطر تشکیل لخته خون) شده باشد. این داروها می توانند ضخامت پلاکت های خون را کاهش دهند و از ایجاد لخته در داخل شریان های خون جلوگیری نمایند.

در صورتی که فرد دچار مشکل بلع شده باشد، ممکن است غذا و مایع مورد نیاز از طریق یک لوله به معده وی فرستاده شود. به هر حال، پس از پذیرش فرد در بیمارستان معمولاً از وی آزمایش بلع به منظور تشخیص هر گونه مشکل احتمالی گرفته می شود.

از داروهای خاص می توان برای کاهش فاکتورهای تاثیرگذار بر سکته مجدد استفاده کرد. برای مثال از داروهای ضد فشار خون، تنظیم کننده سطح قند و نیز سطح کلسترول خون در این رابطه می توان نام برد.

در صورتی که فرد دچار سکته مغزی ناشی از خون ریزی (هموراژیک) شده و داورهای ضد انعقاد خون همچون وارفارین مصرف کرده باشد، روش درمانی می بایست بر معکوس کردن تاثیر ناشی از مصرف این داروها تمرکز داشته باشد.

در صورتی که هموراژیک ساب آرکنوئید علت سکته مغزی باشد، معمولاً از یک عمل جراحی برای ترمیم ترشح خون از رگ های خونی (شریان) برای درمان وی استفاده می شود. در این حالت می توان از سایر عمل های جراحی نیز برای بیمار استفاده کرد. برای مثال، گاهی اوقات از عمل جراحی برای کاهش فشار ایجاد شده در جمجمه در زمانی استفاده می شود که برخی از انواع سکته مغزی باعث افزایش فشار در این ناحیه شده باشد.

در اسرع وقت پس از سکته مغزی، می بایست به بیمار برای بلند شدن از رخت خواب و نشستن و نیز حرکت کردن وی در صورت وجود توانایی انجام آن، کمک شود. این شرایط می تواند شروع فرایند توان بخشی بیمار باشد که در اسرع وقت باید برای بیمار مورد توجه قرار گیرد. علاوه بر این، انجام این کار ریسک ترومبوز عمیق وریدی (DVT) در رگ پا را کاهش می دهد. ریسک مواجه شدن با این مشکل در صورت عدم فعالیت مناسب و باقی ماندن در رخت خواب برای یک دوره طولانی بطور مشخص افزایش پیدا می کند.

فیزیوتراپی و توانبخشی

فیزیوتراپی رایج ترین و پذیرفته شده ترین روش درمانی برای توانبخشی بیمارانی است که دچار سکته مغزی شده اند. سکته مغزی اغلب می تواند تاثیر زیادی بر توانایی حرکتی فرد داشته باشد و به همین خاطر برنامه فیزیوتراپی به منظور حداکثر کردن توانایی بیمار برای بازیابی توانایی های عادی حرکتی در نظر گرفته می شود.

امروزه از رویکردهای مختلف برای توان بخشی بیمارانی که سکته مغزی کرده اند، استفاده می شود. به این ترتیب برنامه توان بخشی تجویز شده برای بیمار می تواند چند مورد یا تمام این فعالیت ها را با توجه به بخش آسیب دیده بدن یا نوع توانایی مورد نیاز، شامل شود. در این حالت تکنیک های فیزیوتراپی سکته مغزی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • حرکت های تقویتی شامل انجام تمرین های حرکتی به منظور بهبود قدرت و هماهنگی عضلات است و درمان هایی را شامل می شود که می تواند به بهبود مشکل بلع غذا کمک نماید.
  • آموزش های حرکتی می تواند شامل آموزش نحوه استفاده از ابزارهای کمکی حرکتی همچون واکر یا عصا و یا استفاده از بریس (ارتز) به منظور تثبیت و کمک به تقویت قوزک باشد. به این ترتیب می توان از نقاط آسیب پذیر بدن در برابر فشار وارد شده به آن هنگام انجام تمرین های حرکتی حفاظت کرد.
  • تمرین های همراه با اعمال محدودیت که به نام درمان های با استفاده از فشار نیز شناخته می شوند، شامل ایجاد محدودیت در استفاده از یک عضو آسیب ندیده و بطور همزمان انجام تمرین های حرکتی برای عضو آسیب دیده به منظور کمک به بهبود عملکرد آن می باشد.
  • درمان های دامنه حرکتی از تمرین ها و سایر روش های درمانی به منظور کمک به کاهش گرفتگی عضله (اسپاسم) و بازیابی دامنه حرکت آن استفاده می کند. گاهی اوقات در این حالت مصرف دارو نیز به بیمار تجویز می شود.

فعالیت های فیزیکی با کمک تکنولوژی

فعالیت های فیزیکی با کمک تکنولوژی به شرح زیر هستند:

  • تحریک الکتریکی عملکرد شامل استفاده از الکتریسیته برای تحریک عضلات ضعیف شده و بهبود عملکرد آنها است. انجام این کار می تواند به آموزش مجدد حرکت های عضلات بیمار کمک نماید.
  • تحریک غیر تهاجمی مغز (TMS) به منظور کمک به بهبود مجموعه ای از مهارت های حرکتی مورد استفاده قرار می گیرد. در طول این درمان، پزشک یک ابزار مغناطیسی بر روی جمجمه بیمار قرار می دهد و از این ابزار برای ایجاد الکتریسیته جاری و تحریک سلول های مغزی استفاده می کند. معمولاً پس از سکته مغزی، یک طرف مغز بیش از حد فعال شده و فشار وارد شده به آن بیش از حد می شود. با استفاده از روش تحریک غیر تهاجمی مغز می تواند توازن بین دو طرف مغز را بازیابی کرده و این مشکل را درمان کرد.

زمان شروع برنامه توانبخشی سکته مغزی

هر چه برنامه توان بخشی پس از سکته مغزی زودتر شروع شود، احتمال بازیابی توانایی ها و مهارت های از دست رفته بیشتر خواهد بود. به هر حال، اولین اولویت پزشک تثبیت شرایط بیمار و کنترل شرایط تهدید کننده زندگی وی می باشد. علاوه بر این پزشک سعی می کند وضعیت بیمار را تحت کنترل داشته باشد تا به این ترتیب از ایجاد سکته های مغزی مجدد پیش گیری کرده و عوارض جانبی مربوط به این مشکل را بطور مشخص محدود نماید.

در بسیاری از مواقع برنامه توان بخشی بیمار با گذشت 24 تا 48 ساعت پس از سکته مغزی و در هنگام بستری بودن فرد در بیمارستان شروع می شود. در صورتی که مشکلات درمانی بیمار ادامه داشته باشد، پزشک ممکن است برای شروع برنامه توان بخشی بیشتر صبر نماید.

 مدت ادامه برنامه توانبخشی پس از سکته مغزی

طول مدت برنامه توانبخشی پس از سکته مغزی بستگی به شدت سکته و عوارض جانبی ایجاد شده در نتیجه آن دارد. هر چند بعضی از نجات یافتگان از سکته مغزی به سرعت بهبود پیدا می کنند، اکثر این افراد نیاز به برنامه توانبخشی بلند مدت دارند که می تواند به ماه ها یا حتی سال ها زمان نیاز داشته باشد.

برنامه توانبخشی پس از سکته مغزی در طول دوره ریکاوری با آموزش مهارت ها و تغییر در نیازهای بیمار به تدریج اصلاح می شود. با انجام مداوم تمرین های حرکتی، بیمار می تواند به فرآیند بهبود خود با گذشت زمان ادامه دهد. توجه داشته باشید که طول مدت هر جلسه توانبخشی پس از سکته مغزی بستگی به شرایط ریکاوری بیمار، شدت علائم ایجاد شده و میزان پاسخگویی به روش های درمانی مورد استفاده برای بهبود بیمار دارد.


آمار بازدید

درباره پروفسور بیژن فروغ

من در سال ۱۳۶۱ از دبیرستان خوارزمی تهران فارغ التحصیل شدم .سال ۱۳۶۸ در رشته پزشکی از دانشگاه شیراز فارغ التحصیل شدم بمدت دوسال دوره تخصصی پاتولوژی را گذراندم …. ادامه

تماس با ما

بزرگراه چمران، ابتدای باقرخان غربی، پلاک 89 قدیم، 26 جدید، طبقه دوم

تلفن:

02166572220

02166576421

02166576423

02166576424

تمام حقوق سایت برای کلینیک طب فیزیکی و توانبخشی محفوظ است